حلقۀ کاتبان:
کاتبان، حلقۀ نویسندگانی است كه چشم به میراث عزیز کهن اسلامی و ایرانی دوخته‌اند و هر یک به سهم خود، به موضوعی می‌پردازند كه بتواند گوشه‌ای از شکوه و عظمت این میراث ارزشمند را تبیین کند.
حلقۀ کاتبان آداب خویش را از لابلای نقوش تذهیب و نگاره‌های نسخ خطی، از مطاوی دستنویس‌های بزرگانی كه با هنر متعالی، آثاری در خورِ کمال انسانی خویش آفریده‌اند، برگرفته است و از قید قانون و ضابطه‌های ارباب نگارش و قلمفرسایی آزاد است.
حلقۀ کاتبان، مجموعه روزنوشت‌هایی است در باب نسخ خطی، تراجم، تاريخ علم و معرفت و یاد و یادبود بزرگان.



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

محمد رضا به جویا جهانبخش
۲۰ آبان
بياد نكته اي از درس زنده نام جمشيد مظاهري (سروشيار ) افتادم :ص ٣٧٣ كليله و دمنه مينوي سطر دوم: و بلار چشم خود را همچنان بگذاشت تا شاه نداند كه بچشم اشارت كرد.فرمود اكنون (هم )راجدا بخوانيد : و بلار چشم خود را هم ، چنان بگذاشت...و يك چشم خود را لحظه اي بست گويا عمل بلار را اجرا نمود...رضوان بر او خوش باد
محمد رضا به جویا جهانبخش
۲۰ آبان
سلام و عرض ادب
آقا حبسيات شما هم عالمي دارد ما هم كه همخرقه اگر قبول بفرماييد٠٠٠ بسيار عالي بود و توفيقتان قرين باد
پاسخ:
سلام و سپاس
از الطافتان ممنونم.
رضا پورصادقی به احمد خامه‌یار
۲۰ آبان
سلام
عذر خواهی می کنم ولی من با جستجوی فراوانی که در کتب موجود مزار شیخ مفید انجام دادم چنین عبارتی را پیدا نکردم بلکه این عبارت را در مزار ابن المشهدی یافتم.اگر ممکن است بخشی از ادامه عبارت شیخ مفید را هم از همانجا نقل کنید تا شاید بتوانم از روی آنها پیدا کنم.
در غیر این صورت احتمالا مزار ابن المشهدی را با مزار شیخ مفید اشتباه گرفته اید.

پاسخ:
با سلام. برای رفع ابهام، توضیح زیر را به انتهای یادداشت در وبلاگ افزودم:
«یادداشت بالا ناظر به متنی است که تحت عنوان «المزار الکبیر» از سوی کتابخانه علامه مجلسی چاپ شده است؛ و گرنه چنانکه یکی از دوستان یادآوری فرمودند، کتابی که مرحوم موحّد ابطحی به عنوان «کتاب المزار ـ مناسک المزار» منتشر کرده، ظاهراً در انتساب آن به شیخ مفید مشکلی وجود ندارد و احتمالاً همان متنی است که نجاشی به عنوان «المزار الصغیر» و ابن شهرآشوب به عنوان «مناسک المزار» از آن یاد کرده‌اند.»

در واقع بنده با مزار ابن مشهدی اشتباه نگرفته‌ام، اما چنانکه جنابعالی نیز متوجه شدید، عبارت موجود در کتاب مزار کبیر، عیناً در مزار ابن مشهدی نیز آمده است که خود می‌تواند شاهدی باشد بر اینکه المزار الکبیر منسوب به شیخ مفید، متنی متأخرتر است و حتی شاید بخش‌هایی از آن از مزار ابن مشهدی اقتباس شده باشد.
محمد رضا به جویا جهانبخش
۱۸ آبان
سلام و عرض ادب . جناب استاد عزیز می دانند که چه میزان به به ایشان و نوشته های ارجمندشان علاقه مندم . مطلبی که می گویم از سر خرده گیری نیست . ضمنا از طرفداران زبان پاک و سره هم نیستم! ولی پرسش این است : در میان تمام عوام و خواص فارسی زبان چه کسی کلمه ی (ماسوف علیه ) را در گفتار و نوشتار به کار می گیرد ؟و این میزان عبارت های عربی در اطراف اسم افراد به کار بردن بنا بر تفنن است یا ضرورت؟ در هر حال دعاگو هستم...

پاسخ:
سلام و سپاس
از قضا تعبیرِ یادشده را کثیری از نویسندگان به کار برده اند و شاید آنچه جالبِ توجّه باشد این است که بعضِ فضلا این تعبیر را در حقِّ مسلمانان به کار بُرده اند که جایِ درنگ است.
با تجدیدِ مراتبِ احترام
محمد رضا به جویا جهانبخش
۱۸ آبان
نکته ای بود ! بسیار ممنون
فروغی به جویا جهانبخش
۱۳ آبان
از این گفته مرحوم صدیقی بر می آید که ایشان خیلی هم اهل دقت نبوده ؛ زیرا فقط کسی که عالم به غیب باشد توان چنین اظهار نظری را دارد . مناسب بود که ایشان بگوید در این دو سه قرن اخیر کسی را به وسعت معلومات مرحوم تقی زاده نمی شناسم.
محمود به جویا جهانبخش
۱۲ آبان
رویارویی مداح و روحانی-5 و آخری

6 – تفوق مداح بر روحانی در جامعه را می توان نشانه ای از ترجیح قرائت سنتی و عامیانه بر قرائت نواندیشانه از اسلام دانست. روشن است که اهتمام نسبت به گفت و گوی اقناعی با عقول مردم، پروسه ای دشوار و دیرثمردِه ولی البته پایدارتر است، در حالی که مداحی و تحریک احساسات و عواطف مردم، پروژه ای ساده تر است که شاید خیلی زود به نتیجه برسد هرچند که اعتمادی بر میزان دوام آن نیست. اما نکته مهم تر وجود رویکردی مخاطره آمیز و مبتنی بر این تصور باطل است که می توان امور کلان و حیاتی جامعه را از طریق تحریک احساسات و عواطف مردم مدیریت کرد و به سامان رساند. خطیربودن این رویکرد ناشی از آن است که فراموش می کند بازی با احساسات و عواطف جامعه همچون به کاربردن تیغی دودَم است که تضمینی نیست همیشه یک سو را نشانه رود.
یکی متهورانه ترین کارها در جهان، صعود به قلّۀ کوه آتشفشان برای تماشای گدازه های پرتاب شوندۀ از دهانه آن است، صحنۀ زیبا و مهیجی که می تواند به فوران سیلی مُذاب و بنیان افکن ختم شود.
محمود به جویا جهانبخش
۱۲ آبان
رویارویی مداح و روحانی-4
5 – بروز جلوه های تشخّص یافتن مداحان در جامعه، محدود به مجالس مذهبی نماند و آرام آرام زمینه کنشگری آنها در دیگر عرصه ها را، از فرهنگ و آکادمی گرفته تا سیاست و قدرت، فراهم کرد. (افزایش کلاسهای آموزش مداحی، بروز پدیدۀ مجالس مذهبی مداح-محور و فاقد سخنرانِ روحانی، تاسیس دانشکده مداحی، تدریس مداحان معروف در دانشگاه، موضعگیری سیاسی مداحان مشهور و پرطرفدار، ...). در واقع اکنون قشر حدوداً صدهزار نفری مداحان کشور، جدا از نقش تبلیغی و دینی خود، به یک نیروی سیاسی در جامعه تبدیل شده اند و در کارزارهای سیاسی (مثل انتخابات اخیر ریاست جمهوری) آشکارا به ایفای نقشِ بسیج مردم و جمع آوری آراء برای چهره های سیاسی می پردازند.