حلقۀ کاتبان:
کاتبان، حلقۀ نویسندگانی است كه چشم به میراث عزیز کهن اسلامی و ایرانی دوخته‌اند و هر یک به سهم خود، به موضوعی می‌پردازند كه بتواند گوشه‌ای از شکوه و عظمت این میراث ارزشمند را تبیین کند.
حلقۀ کاتبان آداب خویش را از لابلای نقوش تذهیب و نگاره‌های نسخ خطی، از مطاوی دستنویس‌های بزرگانی كه با هنر متعالی، آثاری در خورِ کمال انسانی خویش آفریده‌اند، برگرفته است و از قید قانون و ضابطه‌های ارباب نگارش و قلمفرسایی آزاد است.
حلقۀ کاتبان، مجموعه روزنوشت‌هایی است در باب نسخ خطی، تراجم، تاريخ علم و معرفت و یاد و یادبود بزرگان.



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

غلامعلي خليلي به حسن انصارى
۲۷ اسفند
بسمه تعالي
اين طرز عنوان كردن نظريات محققين و مستشرقيني كه دستي از دور بر آتش دارند ذهن‌ها را از توجه به اصل مطلب منحرف ميكند. موضع بحث اينجاست كه اصل اسلام چيست و اين محقق راجع به كدام جلوه آن صحبت ميكند؟ اصل اسلام از نظر شخص مسلمان معتقد با ديگران بسيار متفاوت است و آن را حقيقتي پاك و اصيل ميداند كه توسط اولياء دين پايه‌گذاري شده و با تعليمات و مواظبت‌هاي ايشان در حال پيشرفت و ترقي است و البته در حاشيه آن نيز افكار منحرف بسياري پديد آمده كه خود تا حدي مثل پوستي بر روي مغز عمل ميكنند. اما غير مسلمانان فقط به همين نمايش بيروني دين توجه ميكنند و از اصل آن غافلند و به همين جهت تقريباً هر چه بگويند قشري و بي‌مغز است و براي امثال خودشان خوب است نه براي شخص مسلمان. نتيجه آنكه اين سخنان نزد مسلمانان ارزش بحث ندارند مگر به دلايلي مجبور شوند.
داریوش به احمد خامه‌یار
۲۶ اسفند
با عرض سلام
خیلی متن خوبی نوشتید. فقط ای کاش تاریخ اینقدر گیج کننده نبود .....
ان شاالله خدا همه ی ما را نجات دهد و به راه راست هدایت کند.
سید مهرداد به حسن انصارى
۲۴ اسفند
سلام و عرض ادب
با عرض تشکر و قدردانی از مطالب زیبا و پرمغز جنابتان
راه ارتباطی با حضرت عالی به چه صورت می باشد؟
محمدهادی به حمید عطایی نظری
۱۸ اسفند
در خصوص پاسخ برادر مکرم جناب آقای کاتبی

مسأله احیای نسخه و فراتر از آن استخراج اندیشه های نگارنده آن و شناخت جایگاه ارزش علمی و یا ارزش آن در تاریخ علم، بازیچه نیست و هر کس را توان ورود به آن نیست.
به همین دلیل اینگونه ناخنک زدن به نسخ خطی را باید توبیخ نمود نه آنکه متملقانه مورد تقدیر قرار داد.

عرض بنده این نیست که نسخ را به جایگاه «لن ترانی» منتقل کنم بلکه درصدد تقبیح کار سرسری و سطحی برآمدم. و نمی‌گویم دو بزرگوار مصحح متخصص نیستند، بلکه از نقد دکتر عطایی استفاده می‌شود که کار با بی‌دقتی انجام شده و باید تدبیری اندیشیده شود که بیت المال در خصوص کارهای سطحی هزینه نشود.
حمید کاتبی به حمید عطایی نظری
۱۷ اسفند
مطالب نقد آقای نظری خوب است اما بهتر بود جانب انصاف رارعایت کنند واز تلاش این دانشجو واستادش برای احیای یک نسخه تشکرهم بکنند نه اینکه با زبان طعن به نقد بپردازند!

پاسخ:
با سلام. در واقع کل سخن ناقد در نقد خود این بوده است که این استاد دانشگاه و آن دانشجو بجای احیای نسخه و اثر مزبور آن را «اِماته» و نابود کرده‌اند. انصاف را، چاپ اثری با این همه آشفتگی و غلط آیا درخور تشکر است؟! بابت کدام خدمت به میراث کلامی باید از مصححان تشکر شود؟ آیا کار این بزرگواران خدمت به علم است یا خیانت به آن؟
حامد نظری به حمید عطایی نظری
۱۷ اسفند
از ناقد محترم باید تشکرکرد که این گونه با دقت وحوصله به مطلب پرداخته است. بهتر است ایشان به تصحیح این کتاب بپردازند وچاپ دوم آن را منتشر کنند،تا دیگران.
محمدهادی به حمید عطایی نظری
۱۳ اسفند
متأسفانه هنوز چاپ منقح و کاملی از حواشی قوشچی در ایران منتشر نشده؛ غیر از جلد اولی که موسسه کلامی آیت الله سبحانی، منتشر نموده و ظاهرا از جلد دوم آن خبری نیست.
و متأسفانه آن هم تنها به ضبط حواشی دوانی اکتفا نموده و از ضبط حواشی سید سند -طبق استفسار بنده- به علت پرهیز از حجیم شدن خودداری شده است.
حواشی خفری، که در واقع شامل محاکمه ای میان دوانی و سید است، خود نیز کاملا منتشر نشده، غیر از بخش مربوط به الهیات.

من مانده ام که در این میان بر اصل انتشار حواشی ملاشمسا، آن هم به قول شما تنها بر دو بخش علم و قدرت- و آن چه فایده ای مترتب است و چه مرجحی در خصوص نشر آن بر نشر دیگر آثار کثیر ملاشمسا بوده است؟
و آنچه مزید بر تعجب است، انتشار آن از سوی موسسه حکمت و فلسفه ایران است...
مرتضی رحیمی به احمد خامه یار
۱۰ اسفند
« فتيان الشاغوري شاعر شيعيّ مجهول لم ينتبه على تشيّعه أحد من المؤلفين» به این کلیت درست نیست . استاد مدرسی در مقاله ای از سال 1351 در مجله خاطرات وحید که بعداً در مجموعه اجتماعیات ایشان تجدید چاپ شده در دو مورد به تشیع فتیان اشاره می کند : صفحه 80 و 127 اجتماعیات .

پاسخ:
به کتاب اجتماعیات مراجعه کردم و دیدم حق با شماست. بابت یادآوری ارزشمندتان سپاسگزارم. البته استاد مدرسی به‌جز دو صفحه مورد اشاره شما که در آنها به طور ضمنی و با تعبیر «شاعر پاک اعتقاد» از فتیان یاد کرده، در صفحه 136 به وضوح و تفصیل بیشتری از تشیع وی سخن گفته است. اما انصافاً اشاره استاد مدرسی در جایی نوشته و منتشر شده که می‌توان گفت ارتباط اندکی با این موضوع دارد و به سختی از سوی پژوهشگران این حوزه دیده می‌شود. ضمن آنکه نوشته بنده بیشتر ناظر به مؤلفان موسوعات و معاجم تراجم اعلام شیعه است، چنانکه در متن مقاله نوشته‌ام: «ونرى أن مؤلّفي معاجم أعلام الشيعة وتراجم شعرائهم، ومنهم: السيّد محسن الأمين صاحب أعيان الشيعة، وآغا بزرك الطهراني صاحب طبقات أعلام الشيعة، والسيد عبد العزيز الطباطبائي صاحب معجم أعلام الشيعة، والصنعاني صاحب نسمة السحر، والسماوي صاحب الطليعة من شعراء الشيعة، وغيرهم، لم يهتدوا إلى كونه من أعلام الشيعة، فأهملوا ذكره وترجمته.»