حلقۀ کاتبان:
کاتبان، حلقۀ نویسندگانی است كه چشم به میراث عزیز کهن اسلامی و ایرانی دوخته‌اند و هر یک به سهم خود، به موضوعی می‌پردازند كه بتواند گوشه‌ای از شکوه و عظمت این میراث ارزشمند را تبیین کند.
حلقۀ کاتبان آداب خویش را از لابلای نقوش تذهیب و نگاره‌های نسخ خطی، از مطاوی دستنویس‌های بزرگانی كه با هنر متعالی، آثاری در خورِ کمال انسانی خویش آفریده‌اند، برگرفته است و از قید قانون و ضابطه‌های ارباب نگارش و قلمفرسایی آزاد است.
حلقۀ کاتبان، مجموعه روزنوشت‌هایی است در باب نسخ خطی، تراجم، تاريخ علم و معرفت و یاد و یادبود بزرگان.



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

محمود رضوانی به جویا جهانبخش
۳۰ تير
در تایید فرمایش شما مبنی بر اقبال روزافزون به شاهنامه خوانی و همچنین به عنوان بشارتی به دوستانی که مانند خودم قادر به خواندن بی غلطِ شاهنامه نیستند، معروض می دارم که اخیرا در تلگرام کانالی برای شاهنامه خوانی راه اندازی شده که در آن ظاهرا زیر نظر استاد خالقی مطلق ابیات شاهنامه را از ابتدا آغاز به خواندن کرده اند و واژه های دشوار را هم توضیح داده اند و تاکنون بخش قابل توجهی از کار را به انجام رسانده اند.
آدرس کانال جهت استفاده ی علاقه مندان:
https://t.me/ShahnamehBekhanim
عمار سالک به جویا جهانبخش
۲۳ تير
بی تعارف به عنوان یک نو محقق در عرصه اخلاق و عرفان، شوکه شدم!!
.
علی الاسلام السلام!!
آرزو عرب اف به فاطمه قاضیها
۱۹ تير
سپاس از پاسخ جامع و مفيدتان





سپاس از توجهتان
احمدی به جویا جهانبخش
۱۴ تير
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم
با توجّه به اینکه نوشته های طولانی را یکجا نمی توان مشاهده کرد و همچنین پریشانی ذهن حقیر ، و باز به دلیل عدم صلاحیّتم در خوض در چنین موضوعات خطیر ، اگر مناسب ندیدید منعکس نفرمایید. بهانه ای بود برای گفتگوی با جنابعالی .
احمدی به جویا جهانبخش
۱۴ تير
ما هم در جلسه درس دردسر درست نمی کردیم، اشکال نمی کردیم.(عبدالرّشیدی، ص148)
مرحوم آشتیانی و جایگاه ایشان در حوزۀ عرفان و فلسفۀ اسلامی بسیار قابل توجّه و اهمیّت است . لاکن غرض راقم نگاهی به آن سوی قضیّه است. آن دانشجوی مشتاق غربی که با این توصیفهای کوربن از شخصیّت های معاصر ذهنیّتی نسبت به شخصی پیدا می کند از پس چهارصد سال بعد صدرای شیرازی چه چیز نوی در اندیشه های معاصران خواهد یافت.
احمدی به جویا جهانبخش
۱۴ تير
«...آشتیانی مرد آزاده ای بود. جسمش در جهان ما بود، امّا روحش در عالم دیگری سیر می کرد...توان ایشان در تدریس جدّی ترین مباحث با زبانی نه چندان جدّی و آمیخته به مزاح و حکایت و مثال، به ما می آموخت که ایشان یک استاد فلسفه و حکمت و در عین حال یک استاد اجتماعی است...سهم آشتیانی در ارتقای علم در ایران و در جهان در صور مختلف، بسیار پررنگ است. او با مجلّدات متعدّدی که تقریر کرد، خلاء بزرگی را پر کرد...سهم آشتیانی در تولید علم و خرد قطعی است...نکتۀ دیگر اینکه آشتیانی هیچ تلاشی نداشت که باورهای فلسفی خود را با مؤلّفه های علمی جدید تطبیق دهد؛ مثلاً در بحث علوم قرن بیستم یا علوم فضایی...در عرصۀ فلسفه باید به فکر علم هم باشیم؛ امّا آشتیانی اصلاً به این عرصه ها وارد نمی شد و بر همان باورهای علمی خود باقی بود؛ تصمیم به بازنگری نداشت و اصلاً در این مورد ضرورتی احساس نمی کرد...اصلاً مسئلۀ قبول گالیله یا خواجه نصیر طوسی و علوم نوین مطرح نبود. آشتیانی خیلی صریح اللهجه بود. من یک طلبۀ کمرو بودم؛ فقیرالحقیر، اجازۀ طرح هیچ انتقاد مستقیمی را در محضر ایشان نداشتم.
احمدی به جویا جهانبخش
۱۴ تير
در خلقت آسمانها و زمین تفکّر کنیم . از ورود در عرصه های چالش برانگیز حقایق علمی نهراسیم و فروتنانه به نادانی خود پیوسته مقرّ و معترف باشیم. « چه می توانم بدانم؟ » این است راهنمای انسان در جستجوی حقیقت. و امّا بشنوید خاطره ای دیگر از طلبه ای محجوب (هر چند این خود گناهی نابخشودنی است در جستجوی دانش ها ) دربارۀ آن غریق رحمت الهی، جلال الدّین آشتیانی.
جیمز وینستون موریس، استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه هایی چون اگسیتر، کالج بوستون، پرینستون، مالایا و سارایوو که به هنگام تحصیل در دانشگاه شیکاگو در طی یک سفر مطالعاتی در مراکش به دین اسلام مشرّف شده است، در شرح حال خودنوشتی، آنجا که یادکرد ستایش آمیزی از استاد فقید خود، سیّدجلال الدّین آشتیانی می کند، در مورد روش تدریس و ابعاد شخصیّتی استادش به بیان نکته ای چند می پردازد که که درخور تأمّل است.
احمدی به جویا جهانبخش
۱۴ تير
و امّا مثالی برای « مناسباتی از این دست» که فرمودید. مرحوم هانری کوربن، این جویندۀ نستوه که قضا را خود از مهد اندیشه و فلسفه و تفکّر نقّادانه آمده بود و در محضر علما و اندیشمندان ایرانی به دو زانوی ادب می نشست، قضاوتی دربارۀ مرحوم سیّد جلال الدین آشتیانی دارد که شنیدنی است.
غلامحسین ابراهیمی دینانی در گفتگویی به مناسبت درگذشت آشتیانی، در مورد او اینچنین می گوید:
«...استاد بزرگ حکمت اسلامی...کسی که همه عمر را به پژوهش و معرّفی آثار حکمای بزرگ اندیشۀ اسلامی – ایرانی، گذراند و شگفت آنکه آگاهانه یا ناآگاهانه، با وجود آنکه افرادی در کنار او بودند که با فلسفه و فرهنگ غرب آشنایی داشتند، مانند دکتر شایگان و دکتر سیّد حسین نصر و مهمّتر از آن، انس دیرینه اش با هانری کوربن، اندیشمند بزرگ غربی، هیچگاه حسّاسیتی ویژه به تفکّرات غربی نشان نداد. شاید به خاطر همین ذهن خالص و سلوک معنوی سنّتی بود که هانری کوربن او را ملّاصدرای عصر حاضر خواند». گفته اند فلسفه دوستداری دانش است و شاید بهترین روش برای جستجوی حقیقت این باشد که پیش از همه گرامی ترین عقاید خود را مورد انتقاد قرار دهیم.