حلقۀ کاتبان:
کاتبان، حلقۀ نویسندگانی است كه چشم به میراث عزیز کهن اسلامی و ایرانی دوخته‌اند و هر یک به سهم خود، به موضوعی می‌پردازند كه بتواند گوشه‌ای از شکوه و عظمت این میراث ارزشمند را تبیین کند.
حلقۀ کاتبان آداب خویش را از لابلای نقوش تذهیب و نگاره‌های نسخ خطی، از مطاوی دستنویس‌های بزرگانی كه با هنر متعالی، آثاری در خورِ کمال انسانی خویش آفریده‌اند، برگرفته است و از قید قانون و ضابطه‌های ارباب نگارش و قلمفرسایی آزاد است.
حلقۀ کاتبان، مجموعه روزنوشت‌هایی است در باب نسخ خطی، تراجم، تاريخ علم و معرفت و یاد و یادبود بزرگان.



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

حامد سلطانی به حسن انصارى
۶ شهريور
جناب دکتر انصاری
با عرض سلام و احترام
امروز در کانال تلگرامتان مقاله ای را نوشته دکتر سید حسن اسلامی در مورد تقد کتاب مساله قیاس منتشر کردید. می خواستم عرض کنم این مقاله پاسخی هم دارد به نام «نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟» نوشته آقای سعید مقدس که بد نیست آن مقاله را هم در کانال معرفی کنید. بعد از آن آقای اسلامی پاسخی به این پاسخ داده اند که آن هم منتشر شود بد نیست. به نظر بنده آقای اسلامی نهایتا از نقد کتاب مساله قیاس عقب نشینی کرده و به نقد اشکالات کلی تری در مورد میرزا مهدی اصفهانی پرداخته است و به طور ضمنی پذیرفته که با مقدمه پیشین ذهنی کتاب مساله قیاس را نقد کرده و نقدش صرفا متوجه مندرجات کتاب نیست بلکه ناظر به پیش فهمشان از مکتب میرزا بوده است
منصور سیفی به حسن انصارى
۵ شهريور
چقدر از عمر خود خوب استفاده کرده اید .استادان خوب و محیط های علمی سرشار از معرفت.ولی باز غم غربت شما را فرا می گیرد... بهر حال سوال من اینست که آیا می توان بر این برساخته های گفتمانی تحت عنوان های گوناگون فرق مذهبی وابسته شد؟ یا صرفا باید مطالعه ی پدیدار شناختی کرد؟ شما با این مساله چگونه برخورد می کنید؟
قربانی به حسن انصارى
۳ شهريور
باسمه تبارک و تعالی
با تشکر از طرح اینگونه مباحث که بسیار مهم و تأثیر گذار است. آنچه از استاد محترم مورد انتظار است تحقیق در نسبت بین فهرست نجاشی و شیخ است با توجه به اختلافات دقیقی که در مقایسه ی تطبیقی در آن آشکار میشود. یک نظر این است که هر دو مستقلا منابع پیشین را نقل و بررسی نموده اند و این اختلافات ناشی از گزینش و میزان دقت و سعه ی اطلاعات ایشان است ولی یک نظر که قابل بررسی است این است که گویا نجاشی لااقل در بخشی از فهرست خودش کلماتش نیم نگاهی به فهرست شیخ طوسی هم دارد. بی شک نجاشی خریت این فن است و کلماتش عموما دقیقتر از شیخ طوسی است ولی مقدار ناظریت کلام نجاشی نسبت به شیخ طوسی مغفول مانده است که تحقیق مفصلی میطلبد. قرائن آن هم در جای دیگری قابل ذکر است.
عبدالرضا شهبازی به حسن انصارى
۳ شهريور
با سلام. دکتر انصاری عزیز کاش بیشتر و در صورت امکان مفصلتر دربارۀ بند پایانی مطلبتان می نوشتید. آنجا که نوشته اید «در میان متکلمان منظومه متفاوتی برای سببیت تعریف می شده که در جای خود با نظام علی و معلولی حکما قابل مقایسه بوده است. در واقع تفکر کلامی فارغ از بحث مذاهب مختلف اسلامی یک منظومه ای بوده که تمایزهای روشنی با منظومه های مکتب فلاسفه در سنت یونانی داشته..». این مطلبی فوق العاده حایز اهمیت است. در صورت امکان منابع مرتبط را هم معرفی بفرمایید. با آرزوی توفیق روزافزون برای جنابعالی.
ساقی به فاطمه قاضیها
۲ شهريور
جالب بود
گاه به نظر می رسد که ناصر الدین شاه می خواسته خیالِ زنان حرمسرای خود را آسوده کند که چنین از زنان فرنگی بد گفته است!!!
نمازی به جویا جهانبخش
۱ شهريور
البته فراموش نشود که دکتر شفیعی کدکنی هم از افرادی است که در مقدمه شان بر دیوان شمس، مختصرا به تطبیق اندیشه مولوی و هگل پرداخته اند. لابد ایشان هم در جرگه مولوی بازان هستند, لابد!
پاسُخ:
جَنابِ نمازی!
سلام علیکم و رحمة الله!

پیداست مزاح فرموده اید! سخنِ ما این بود که مولوی بازان از چُنان تطبیقهایِ کذائی چه استفاده ها می کنند، نه این که هر بَررَسیِ تطبیقی نشانِ مولوی بازی است؛ فافهم و انتبه!
اگر اعتِراضِ ما در بابِ به بازی گرفتنِ متونِ کهن و شَرحِ دِلبِخواهیِ آنها، خاطرِ نازکتان را رنجه می دارد، بهترست با تفأّلی به «حافِظِ معنوی» دِماغ را تَر کُنید، یا «شُعاعِ شمس» بخوانید، یا در عالَمِ «هَستی و مَستی» سیر کُنید!
می بینید که بساطِ «کیفِ» حَلال، مبسوط است!!
باقی بقایتان!
داعی: جویا جهانبخش
قربانی به حسن انصارى
۱ شهريور
باسمه تعالی. مرحوم آیت الله بهجت از مرحوم صاحب عروة نقل میکردند که اختلاف ما با آقایان صغروی بود و نه کبروی. واقعا جریانات عبرت انگیز دوران مشروطیت زنگ هشداری است برای دلسوزان دین تا با شناخت عمیقتری از تحولات اجتماعی و عصر مدرنیته و پست مدرن بتوانند به رسالت عظیم خویش پی ببرند و صرفا گمان نکنند که مسائل مستحدثه ای فقط رخ داده است العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس.

عبدالرضا شهبازی به حسن انصارى
۲۶ مرداد
میرزا مهدی اصفهانی در آثارش، نظیر ابواب الهدی، تصریحا فلسفه را که تماما یونانی و وارداتی میداند شدیدا تخطئه میکند در حالی محمدرضا حکیمی در کتاب مکتب تفکیک روابتی معتدلتر از این مکتب ارایه میکند که فلسفه را بعنوان یکی از شاخه های تعقل می پذیرد گرچه ورود ان را به استنباط معارف اهل بیت نمی پذیرد. به گمان من روایتی که حکیمی از مکتب تفکیک و موسس آن، میرزا مهدی اصفهانی، ارایه میدهد با نگاه واقعی میرزا به فلسفه فرق دارد.