حلقۀ کاتبان:
کاتبان، حلقۀ نویسندگانی است كه چشم به میراث عزیز کهن اسلامی و ایرانی دوخته‌اند و هر یک به سهم خود، به موضوعی می‌پردازند كه بتواند گوشه‌ای از شکوه و عظمت این میراث ارزشمند را تبیین کند.
حلقۀ کاتبان آداب خویش را از لابلای نقوش تذهیب و نگاره‌های نسخ خطی، از مطاوی دستنویس‌های بزرگانی كه با هنر متعالی، آثاری در خورِ کمال انسانی خویش آفریده‌اند، برگرفته است و از قید قانون و ضابطه‌های ارباب نگارش و قلمفرسایی آزاد است.
حلقۀ کاتبان، مجموعه روزنوشت‌هایی است در باب نسخ خطی، تراجم، تاريخ علم و معرفت و یاد و یادبود بزرگان.



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

کیانوش معتقدی به مرتضی کریمی‌نیا
۶ تير
درود آقای کریمی‌نیا
آیا کتاب جدید جناب دروش که زحمت ترجمه‌اش را کشیده‌اید، تا به امروز منتشر شده است؟

سلام و سپاس. بله اکنون در بازار است:
http://clisel.com/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D9%88%DB%8C/
http://www.manuscripts.ir/fa/center-news/3574-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D9%88%DB%8C
س.محمد به حمید عطایی نظری
۵ تير
ای کاش درمورد «تشیع امامی در بستر تحول» آقای انصاری هم توضیحاتی ارائه شود.


پاسخ: ان شاء الله یادداشتی در این خصوص خواهم نوشت.
سيد جزايري به عبدالحسین طالعی
۲ تير
پس از سلام و سپاس، نشريه اي حول محور سادات جزايري به صورت محدود و غير رسمي منتشر مي شود كه در شماره پيشين آن زندگي نامه و چند يادداشت از مرحوم جزايري آمده أست. (وبلاگ نشريه: mkhj.blogfa.com)
س. محمد به حسن انصارى
۱ تير
به گمانم در شماره اول مجله كتابشناسي شيعه آقاي مختاري آمده بود كه لقب "آيت الله العظمي" ويژه إمامان معصوم-عليهم السلام- بوده و بهتر است از به كارگيري آن براي علما خودداري شود. (نيز نك: محمد اسفندياري، "نقد مشهورات" در دو ماهنامه آينه پژوهش، ش١٥٥، آذر و دي١٣٩٤، ص١٥.)
حسن الكربلائي به عبدالحسین طالعی
۳۰ خرداد
بسم الله الرحمن الرحيم والصلاة والسلام على حبيب اله العالمين ابي القاسم محمد واله الطاهرين واللعن الدائم على اعدائهم اجمعين
وبعد
السلام عليكم سادتي الافاضل هل بالامكان من معرفة مكان بيع الكتب المحققة من قبل الشيخ العطاردي رحمه الله في ايران او في العراق وكيف يمكن التواصل في هذا المجال عن طريق النت وهل هناك مؤسسة في ايران تعنى في طباعة كتبه المحققة , جزاكم الله خير جزاء المحسنين
ابو جعفر الكربلائي
سجاد قربانی به حسن انصارى
۲۴ خرداد
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده با تحقیقاتی که چندی پیش داشتم کاملا برایم روشن شد که غالب این کتاب احتمالا در قرن ششم یا اوائل قرن هفتم از روی یکی از رساله های منسوب به غزالی در ناحیه ی خراسان وضع شده است. تحقیق مفصل این امر جای دیگری میطلبد ولی با مقابله دقیق با کتاب منهاج العارفین منسوب به غزالی که در رسائل ایشان چاپ شده است کاملا روشن است که متن مصباح الشریعة موجود از روی متن این رساله یا اصل مشترکی که داشته اند نگاشته شده است و متأسفانه جاعل این اثر امانت داری هم نکرده و برخی از نقلهای مسلم که منسوب به عرفای شناخته شده است را به ائمه علیهم السلام نسبت داده است. میتوانید به عنوان نمونه باب زکاة و نیت و شکر و احکام و قرائة و رکوع و دعاء و عبادت و عزلت و... را مقایسه تطبیقی کرده و این مسئله برایتان روشن شود. از طرفی کاملا روشن میشود که این متن ربطی به نحو القلوب قشیری ندارد مگر اینکه گاهی از برخی کتب دیگر هم استفاده کرده باشد که تحقیق مفصلی میطلبد که فعلا مجالی برای آن نیست.

پاسخ: حتماً می دانید که منهاج العارفین از غزالی نیست و نویسنده آن مستقیماً از کتاب مصباح الشریعه و یا اثری که مصباح از روی آن تأثیر گرفته طبعاً استفاده کرده بوده است. تألیف منهاج متأخر از تألیف مصباح است و بنابراین مطلب شما خواننده گرامی اعتباری ندارد.
قربانی به حسن انصارى
۲۳ خرداد
مثلا ایشان احمد برقی را برخلاف قمیون توثیق میکند ولو قطعا برقی قائل به نظریه ی علمای ابرار نیست طبق روایاتی که نقل کرده است. و یا اینکه بعضا برخی از افرادی که محکوم به غلو هستند به نحوی تبرئه میکند مانند احمد بن الحسین بن سعید دندان یا الحسین بن شاذویه یا القاسم بن الحسن بن علی بن یقطین و محمد بن اورمه. بعضا میشود ملاکاتی برای احکام رجالی او پیدا کرد مانند کثیر التفرد بالغرائب بودن و یا یروی الغرائب و یعتمد المجاهیل و یا ما رأیت له قط روایة صحیحة و... . در هر حال روشن است که بسیاری از رواة شیعه که احادیثی نقل کرده اند که مناسبتی با نظریه ی علماء ابرار ندارد و قطعا آنها را ابن الغضائری دیده است تضعیف نشده اند و این ادل دلیل بر بطلان مدعای آقای کدیور است مضافا بر اینکه کتاب ثقات ایشان به ما نرسیده و همه اش ایشان را با عینک تضعیفاتشات مینگریم. مثلا ایشان علی بن حسان واسطی را ثقة ثقة دانسته در حالیکه در روایات ایشان مواردی است که با نظریه ی علمای ابرار مناسبتی ندارد.
قربانی به حسن انصارى
۲۳ خرداد
... گویا ایشان با کارهایش و تضعیفات گسترده و وضاع خواندن خط جابر جعفی و مفضل بن عمر و... به نوعی بسترهای فرهنگی جریان اسماعیلیة را با خطر مواجه کرده بوده است. ترورهای اسماعیلة در این دوران بسیار گسترده است طوری که حتی مرحوم شیخ طوسی در کتاب الغیبة سخنی از اسماعیلیة و نقد ایشان ندارد. البته این امر جای بررسی بیشتری دارد ولی نباید غافل از تاریخ آن زمان بود. اما از حیث علمی کاملا واضح است که ایشان عالمی متتبع و پر مطالعه بوده است که تندی خاصی در مبانی فکری خود داشته است و این قابل انکار نیست. از قرائن روشن میشود که ایشان در جوانی درگذشته و جایگاه ویژه ای نزد اصحاب پیدا نکرده مخصوصا اینکه آثارش هم نابود شدند. بلکه از قرائن روشن میشود که ایشان در فن قواعد تحدیث وارد نبوده و مشکلات فنی در تحدیث داشته و شبیه ابن نوح و پدرش نیست که این بحث مفصل دیگری میطلبد. در هر حال جایگاه ایشان در بین اصحاب آنطور نبوده است که بتواند بر فرض قائل بودن بر نظریه ی علمای ابرار چندان قابل توجه بوده باشد. هر چند که واقعا دلیلی بر اینکه این حجم از تضعیفات و وضاع دانستنها به دلیل چنین ارتکازی بوده باشد در دست نیست.