حلقۀ کاتبان:
کاتبان، حلقۀ نویسندگانی است كه چشم به میراث عزیز کهن اسلامی و ایرانی دوخته‌اند و هر یک به سهم خود، به موضوعی می‌پردازند كه بتواند گوشه‌ای از شکوه و عظمت این میراث ارزشمند را تبیین کند.
حلقۀ کاتبان آداب خویش را از لابلای نقوش تذهیب و نگاره‌های نسخ خطی، از مطاوی دستنویس‌های بزرگانی كه با هنر متعالی، آثاری در خورِ کمال انسانی خویش آفریده‌اند، برگرفته است و از قید قانون و ضابطه‌های ارباب نگارش و قلمفرسایی آزاد است.
حلقۀ کاتبان، مجموعه روزنوشت‌هایی است در باب نسخ خطی، تراجم، تاريخ علم و معرفت و یاد و یادبود بزرگان.



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

مرتضی خوش صحبت به حمید عطایی نظری
۲۸ دي
با تقديم سلام و تحيت؛
درباره آراء‌ کلامي سيد مرتضي در سال 1391 نيز توسط آقاي اسعدي کتابي در 407 صفحه به رشته تحرير درآمده است که به لحاظ زماني مسبوق بر اثر فوق، دست‌کم در زبان فارسي، است. بنده اين کتاب را ملاحظه کرده‌ام. اين کتاب با زباني ساده آراي کلامي سيد مرتضي را بررسي کرده است اما ممکن است به لحاظ برخي نکات ظريف در کلام دوره بغداد اشکالاتي وجود داشته باشد. علاقمندم نظر شما را درباره اين کتاب و ارزش علمي آن بدانم. از لطف شما سپاس‌گزارم
فتحی به حسن انصارى
۲۸ دي
با سلام. کتاب توحید مفضل نصیری است؟ چه ارتباطی با فرقه اسماعبلبه دارد؟
سید محمد حائری به حسن انصارى
۱۸ دي
Sayer:
۱_ابن اثیر میخواهد یک نکته فنی را بیان کند : آیا شعر همچون نثر این ظرفیت و قابلیت را دارد که حامل معانی و مفاهیم گوناگون و متکثر شود ؟ پاسخ وی مثبت است.و با ذکر شاهنامه فردوسی به عنوان شاهد بر مدعای خود ،در می یابیم که مطلب اساسا هیچ ربطی به توانایی و برتری فرهنگ و تمدن ایرانشهری ندارد .بلکه فقط و فقط به توانایی و هنر مندی شخصی فردوسی مربوط میشود .گرچه ابن اثیر با چنین صراحت و روشنی نمیگوید .اما مگر بیش از یک شاهنامه در زبان فارسی خلق شده ؟! یاعجم بیش از یک فردوسی ،داشته است ؟!

این مثل این می ماند که بحثی راجع به رمان در بگیرد که آیا رمان این ظرفیت و قابلیت را دارا می باشد که مجموعه ای از معارف و آداب و علوم را در خود بگنجاند ؟و شخصی بگوید : آری این ظرفیت در رمان هست .و از کسانی همچون تولستوی یا پروست نام ببرد که با خلق رمانهایی همچون جنگ و صلح یا زمان از دست رفته ،توانستند مفاهیم بلند و عمیق فلسفی و تاریخی و جامعه شناختی و روان شناختی و...را به قالب رمان درآورده و تبیین کنند .
آیا جنگ و صلح تولستوی یا زمان از دست رفته پروست ،دلیلی بر برتری قومی و فرهنگی رو س و فرانسه بر
محمد به حسن انصارى
۱۳ دي
اخیرا نیز استاد جعفریان در کانال تلگرامی خود طب و سایر علوم قدیم را منسوخ شده و ناکارامد دانسته اند اما منظور ایشان از منسوخ شده چیست؟ یعنی قدیمی شده یا باطل شده؟
صرف قدیمی بودن نمی تواند دلیل باطل بودن باشد.
ما اگر مدعی بطلان علم طب و سایر علوم کهن هستیم باید یک به یک مبانی آن علم را مورد بررسی قرار دهیم و نادرست بودن آن را اثبات کنیم. حال آن که بسیاری از این مبانی مبتنی بر ادله ی عقلی و برهانی است که تا کنون دلیل متقن و درستی بر بطلان آن ارائه نشده است.
نمی گوییم طب قدیم بی اشکال است. بلکه معتقدیم اشکالات موجود در پاره ای از مسائل یک علم نباید منجر به کنار گذاشتن همه ی مسائل آن علم شود.
و این که بگوییم با علم طب در عمل نمی توان نظام سلامت و درمان یک جامعه را اداره کرد، نگاهمان به کدام طب است؟
طب قاجاری منحرف و مبتذل که رعایت ساده ترین اصول طب قدیم در حفظ سلامت و معالجات آن دیده نمی شود یا طب اصولی و منطقی ای که حکمایی چون بو علی و عقیلی سالها در جهت تدوین و تعالی آن کوشیدند و سالیانی دراز در اوج تمدن اسلامی نظام سلامت و درمان بر اساس همین علم اداره می شد...
علی به جویا جهانبخش
۲ دي
با سپاس از تطبّع و توضیح وافی.
به گمان کلمه داستان۟سَرا، به ضم سین درست است که همان سراینده داستان است. به فتح سین می‌شود خانه‌ی داستان.

پاسخ:
سلام و سپاس
درباره ی سَرا و سُرا چُنان نیست که فرموده اید.
بُنِ مضارعِ سُرودن، "سَرای" است که غالبًا به ضمِّ سین تلفّظ می شود؛ لیک تلفُّظِ راجِح همانا به فَتحِ سین است. این نکته در بسیاری از کتبِ لُغَوی هم مغفول واقع شده است و شرحِ آن از گُنجاییِ این مقام بیرون است.
این سخن را تَرجَمه ی پَهناوَری
گُفته آیَد در مقامِ دیگَری
بعَونِ اللهِ تَعالی
امیر به احمد خامه‌یار
۲۶ آذر
حمید عزیز
کاربر گرامی، سبک تفکر حضرتعالی آدمی را انگشت به دهان می‌کند. می‌فرمائید «دلیل قاطع بر عدم حضور بیاوریم؟» حقیقتاً مفروض حضرتعالی این است که واقعه و اتفاقی (بر فرض شهرت میان عوام) رخ داده و اکنون باید نهایت تلاش را بر نفی آن کنیم؟
این چگونه تاریخ منقّهی از زیست دینی ارائه می‌دهد وقتی آلوده انواع وقایع تحریف‌شده است و رویکرد نفی با فرض وجود هر نوع تحریفی را پیش می‌کشد؟
جالب است جلوتر راجع به توقف بر امری که امکان نفی و اثبات در آن نیست، سخن می‌گویید.
رویکرد آراستن تاریخ دینی به هر واقعه معتبر و غیر معتبری، تنها به تصویر دین در اذهان عمومی ضربه می‌زند و به راستی در بلندمدت آسیب‌های آن بسی بیشتر از فواید آن خواهد بود.
همچنین اگر بر رخداد حوادث تاریخی، به گفته شما، تردید وارد باشد پس نبایستی حکم داد و لازم است توقف کرد. اما چرا اذهان عمومی را به حال خود رها کرد تا در یقینی پوچالی آن واقعه مبهم را مقدس شمارند؟ آیا نباید آگاهشان کرد که چه بسا اساساً خبری در آن محل نیست؟
جدای از اینکه استدلالات نویسنده محترم از منظر هر عقل سلیمی قابل تأمل و ظاهرالصلاح هستند.
زهرا عبدالهی به فاطمه قاضیها
۲۴ آذر
با سلام و عرض ادب حضور استاد فرهیخته؛بنده در حال پژوهش در زمینه کتابخانه های سلطنتی دوره قاجار هستم از آنجا که سرکار در زمینه این دوره تاریخی اشراف کامل دارید تقاضای راهنمایی جهت منابع دارم.قبلا از بذل توجه سرکار کمال تشکر را دارد



با سلام و درود، بهتر ست که به کتابخانه های کاخ گلستان، کاخ نیاوران، کاخ سعد آباد و... مراجعه بفرمایید. تا هم بازدیدی داشته باشید و هم منابع مربوط را به شما معرفی بفرمایند. من نیز کتابی به نام "اسنادی از تاراج کتابخانه سلطنتی در سال 1390 منتشر کرده ام که شاید بتواند کمک کوچکی در مورد کتابخانه کاخ گلستان به شما بنماید.

اسنادی از تاراج کتابخانه سلطنتی ، به کوشش فاطمه قاضیها،تهران ،سازمان اسناد و کتابخانه ملی ايران1390.
محمد رضا شیخی نصرآبادی به جویا جهانبخش
۱۶ آذر
سلام و عرض ادب
مشکل ظاهرا از اینجا شروع شده که استاد گرامی جناب جهانبخش (گریه زده) را به معنی (به راستی می گریست )گرفته اند. به نظر این کمترین گریه زده را به معنی لغت نامه ای کلمه ( گریسته و به گریه افتاده) بیاوریم مشکل حل شده و نیازی به تصحیح قیاسی نباشد.
شمع اگرچه با حالت گریه یا به سبب گریه جانگدازی می کرد اشک ریزان می خندید ( خنده شمع مجازی است در برابر گریه شمع که حقیقی است)