حلقۀ کاتبان:
کاتبان، حلقۀ نویسندگانی است كه چشم به میراث عزیز کهن اسلامی و ایرانی دوخته‌اند و هر یک به سهم خود، به موضوعی می‌پردازند كه بتواند گوشه‌ای از شکوه و عظمت این میراث ارزشمند را تبیین کند.
حلقۀ کاتبان آداب خویش را از لابلای نقوش تذهیب و نگاره‌های نسخ خطی، از مطاوی دستنویس‌های بزرگانی كه با هنر متعالی، آثاری در خورِ کمال انسانی خویش آفریده‌اند، برگرفته است و از قید قانون و ضابطه‌های ارباب نگارش و قلمفرسایی آزاد است.
حلقۀ کاتبان، مجموعه روزنوشت‌هایی است در باب نسخ خطی، تراجم، تاريخ علم و معرفت و یاد و یادبود بزرگان.



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

حمید رضا رحیمی به
۱۵ بهمن
بنابر این مطالب می توان گفت که در مواضع و مواردی و یا موضوعات خاصی سید مرتضی با توجه به اینکه نگاه عقلانی قوی تر نسبت به شیخ مفید دارد و شدیدتر از شیخ مفید قمی ها را نقد می کند ولی در یک احترام نسبی خدمت شیخ صدوق دارد.
حمید رضا رحیمی به
۱۵ بهمن
با سلام و احترام.
استاد گرامی با توجه به اینکه در این نوشتار،احتمال تان را بر اساس رفتار و روحیه سید مرتضی با شیخ صدوق _ که رفتاری تند نسبت به شیخ مفید وصف کرده اید _سوار کردید بنده در مورد نقض را که نظری کاملا مخالف احتمال شماست یافتم که جهت همفکری خدمت تان عرض می کنم:
مورد اول: مادلونگ در کتاب فرقه های اسلامی در فصل تشیع:امامیان و زیدیان در صفحه ۱۳۵ چنین می اورد: او بیش از شیخ مفید به دانشمندان قم حمله می کرد و جز ابن بابویه بقیه ان ها ( قمی ها) را جبری و مشبهی یا کسانیکه برای خدا جنبه انسانی قائل می شوند می دانست بی آنکه به شمردن نظریه های الحادی آنها بپردازد.
مورد دوم:در کتاب شیخ صدوق نوشته سید حسن طالقانی فصل اول ، بخش نظر مکتب بغداد نسبت به مکتب قم هم چنین آمده:انتقادهای شیخ مفید عمدتا ناظر به شیوه ی شیخ صدوق در پذیرش و اعتماد به اخبار و ثانیا در فهم و استنباط از روایات بود.وی گاهی از صدوق و محدثان قم با عنوان حشویه الشیعه که اهل نظر و تامل نیستند،یاد می کند... (سید مرتضی) اما همگی ایشان( قمیها) را به فساد عقیده و انحراف متهم ساخت...(در حالیکه) دیدگاه وی درباره شیخ صدوق معتدلتر
سودابه حسین نیا به فاطمه قاضیها
۹ بهمن
تقاضای همکاری با روزنامه ی قانون رادارم ولی دانش زبان عربی من خوب نیس

سلام خانم حسین نیای گرامی، از توجه شما سپاسگزارم، این روزنامه قانون که مطلب آن نقل شده مربوط به زمان قاجار است و جهت اطلاع علاقمندان به تاریخ دوره قاجار این مطلب درج شده است.با احترام
رضا حیدری به حسن انصارى
۲۹ دي
استاد بزرگوار
کتاب مطالعات حدیثی و زبان شناسی تاریخی را ملاحظه فرمایید. حتما برای شما قابل توجه است.
مرتضی خوش صحبت به حمید عطایی نظری
۲۸ دي
با تقديم سلام و تحيت؛
درباره آراء‌ کلامي سيد مرتضي در سال 1391 نيز توسط آقاي اسعدي کتابي در 407 صفحه به رشته تحرير درآمده است که به لحاظ زماني مسبوق بر اثر فوق، دست‌کم در زبان فارسي، است. بنده اين کتاب را ملاحظه کرده‌ام. اين کتاب با زباني ساده آراي کلامي سيد مرتضي را بررسي کرده است اما ممکن است به لحاظ برخي نکات ظريف در کلام دوره بغداد اشکالاتي وجود داشته باشد. علاقمندم نظر شما را درباره اين کتاب و ارزش علمي آن بدانم. از لطف شما سپاس‌گزارم

سلام علیکم
فتحی به حسن انصارى
۲۸ دي
با سلام. کتاب توحید مفضل نصیری است؟ چه ارتباطی با فرقه اسماعبلبه دارد؟
سید محمد حائری به حسن انصارى
۱۸ دي
Sayer:
۱_ابن اثیر میخواهد یک نکته فنی را بیان کند : آیا شعر همچون نثر این ظرفیت و قابلیت را دارد که حامل معانی و مفاهیم گوناگون و متکثر شود ؟ پاسخ وی مثبت است.و با ذکر شاهنامه فردوسی به عنوان شاهد بر مدعای خود ،در می یابیم که مطلب اساسا هیچ ربطی به توانایی و برتری فرهنگ و تمدن ایرانشهری ندارد .بلکه فقط و فقط به توانایی و هنر مندی شخصی فردوسی مربوط میشود .گرچه ابن اثیر با چنین صراحت و روشنی نمیگوید .اما مگر بیش از یک شاهنامه در زبان فارسی خلق شده ؟! یاعجم بیش از یک فردوسی ،داشته است ؟!

این مثل این می ماند که بحثی راجع به رمان در بگیرد که آیا رمان این ظرفیت و قابلیت را دارا می باشد که مجموعه ای از معارف و آداب و علوم را در خود بگنجاند ؟و شخصی بگوید : آری این ظرفیت در رمان هست .و از کسانی همچون تولستوی یا پروست نام ببرد که با خلق رمانهایی همچون جنگ و صلح یا زمان از دست رفته ،توانستند مفاهیم بلند و عمیق فلسفی و تاریخی و جامعه شناختی و روان شناختی و...را به قالب رمان درآورده و تبیین کنند .
آیا جنگ و صلح تولستوی یا زمان از دست رفته پروست ،دلیلی بر برتری قومی و فرهنگی رو س و فرانسه بر
محمد به حسن انصارى
۱۳ دي
اخیرا نیز استاد جعفریان در کانال تلگرامی خود طب و سایر علوم قدیم را منسوخ شده و ناکارامد دانسته اند اما منظور ایشان از منسوخ شده چیست؟ یعنی قدیمی شده یا باطل شده؟
صرف قدیمی بودن نمی تواند دلیل باطل بودن باشد.
ما اگر مدعی بطلان علم طب و سایر علوم کهن هستیم باید یک به یک مبانی آن علم را مورد بررسی قرار دهیم و نادرست بودن آن را اثبات کنیم. حال آن که بسیاری از این مبانی مبتنی بر ادله ی عقلی و برهانی است که تا کنون دلیل متقن و درستی بر بطلان آن ارائه نشده است.
نمی گوییم طب قدیم بی اشکال است. بلکه معتقدیم اشکالات موجود در پاره ای از مسائل یک علم نباید منجر به کنار گذاشتن همه ی مسائل آن علم شود.
و این که بگوییم با علم طب در عمل نمی توان نظام سلامت و درمان یک جامعه را اداره کرد، نگاهمان به کدام طب است؟
طب قاجاری منحرف و مبتذل که رعایت ساده ترین اصول طب قدیم در حفظ سلامت و معالجات آن دیده نمی شود یا طب اصولی و منطقی ای که حکمایی چون بو علی و عقیلی سالها در جهت تدوین و تعالی آن کوشیدند و سالیانی دراز در اوج تمدن اسلامی نظام سلامت و درمان بر اساس همین علم اداره می شد...