حلقۀ کاتبان:
کاتبان، حلقۀ نویسندگانی است كه چشم به میراث عزیز کهن اسلامی و ایرانی دوخته‌اند و هر یک به سهم خود، به موضوعی می‌پردازند كه بتواند گوشه‌ای از شکوه و عظمت این میراث ارزشمند را تبیین کند.
حلقۀ کاتبان آداب خویش را از لابلای نقوش تذهیب و نگاره‌های نسخ خطی، از مطاوی دستنویس‌های بزرگانی كه با هنر متعالی، آثاری در خورِ کمال انسانی خویش آفریده‌اند، برگرفته است و از قید قانون و ضابطه‌های ارباب نگارش و قلمفرسایی آزاد است.
حلقۀ کاتبان، مجموعه روزنوشت‌هایی است در باب نسخ خطی، تراجم، تاريخ علم و معرفت و یاد و یادبود بزرگان.



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

شاهرخ شاکریان به حسن انصارى
۲ خرداد
با سلام. یکی از آفات فراگیرتحقیق آن است که تیغ نقد علمی بر دیگران می نهیم. اما نظر و اسناد و شواهد خود را نه چنان. در صحت این مکتوب گفته اید که مستند آن قوی و محتوا و شرایط تاریخی هم دال بر صحت آن است. همین و بس. فارغ از بحث سند، اگر دیگری چنین می گفت و شما مخالف بودید آیا از او نمی پرسیدید که سیره امام کاظم را در قبال مهدی و هادی و هارون و دیگر مکتوبات ایشان را به وکلایشان بررسی کردید، آیا نامه را در بستر واقعه فخ و واکنش بازماندگان آن نسبت به این نامه فرضی و شکافی که می توانست در میان شیعیان برجای بگذارد سنجیده اید. بر کدامین مبنا فردی خود را از همه اهل بیت متوفی بر تعزیت گویی شایسته تر می داند. رابطه امام با خیزران و نفوذ وی در درباره چه بوده که از او بخواهد مرا از احوال خود در این عزا بیخبر مگذار. آیا این احتمال که دستگاه خلافت و شاید خیزران برای تقویت خود و خلیفه نورسته چنین نامه ای را جعل کرده باشند را بررسی کردید. اگر شما با این نظر مخالف بودید قطعا سوالات بیشتری می پرسیدید. اغراق به کار رفته در اسناد تاریخی شاخصه ای مناسب برای شک در اصالت سند و شروع تحقیق عمیق است.
محمد خرم ابادی به حسن انصارى
۱ خرداد
سلام و خدا قوت به جناب اقای انصاری
درباره ی راویان متصف ب غلو و مواجهه رجالیان مثل این غضایری و نجاشی با انان مطالب بیشتری بگذارید .
اگر مطالعات خوبی هم از دیگران در این مباحث میشناسید لطفا معرفی کنید .
با سپاس فراوان از شما
پریسا عطایی به حسن انصارى
۲۳ ارديبهشت
سلام و سپاس
ببخشید محدوده زمانی مجموعه متون این کتاب را می توان تاریخ گذاری کرد؟
ابوالحسن سجادی به احمد خامه‌یار
۲۰ ارديبهشت
کتاب سیوطی «نظم العقیان فی اعیان الاعیان و هو تراجم مشاهیر القرن التاسع للهجرة» چاپ فیلیپ حِتّی به همین اسم در سال 1927 میلادی و تجدید چاپ مکتبة الثقافة الدینیة قاهره در سال 2000 میلادی به فهرست فوق اضافه شود.

پاسخ:
سپاس فراوان از یادآوری شما.
دوستدار اسلام به حسن انصارى
۱۷ ارديبهشت
با سلام
شاید بهتر بود دکتر سروش میگفتند بعضی از عالمان شیعه این نظر را در آثارشان مطرح کرده اند، مثلا:
۱-ملا صالح مازندرانی، شرح الکافی، جلد یازدهم (صفحه ۷۱-۷۲)
۲-شیخ حر عاملی، إثْباتُ الهُداة بِالنُّصوص وَ المُعْجِزات، جلد سوم (صفحه ۴۳)
۳-ملا محمدباقر مجلسی، مِرآةُ العُقُول، جلد دوازدهم (صفحه ۵۲۵)
۴-سید نعمت الله جزایری، الأنوار النعمانية، جلد دوم (صفحه ۳۵۷)
۵-سید عبدالله شبر، مصابيح الأنوار في حل مشكلات الأخبار، جلد دوم (صفحه ۲۹۴-۲۹۵)
۶-ملا احمد نراقی، مناهج الأحکام و الأصول‌، مبحث حجیة ظواهر الکتاب

پ ن: مطالب بالا را از کتاب "التحقیق في نفی التحریف عن قرآن شریف" آورده ام.
صاحب به احمد خامه‌یار
۵ ارديبهشت
ظاهرا اولین محدثی که داستان واقعی ورود امام را به گرگان نقل کرده , قطب الدین راوندی از محدثین قرن 6 بود که در کتاب ( الخرائج و الجرائج) آورده است.
بعدها محدثین دیگر از جمله علامه مجلسی در بحار الانوار, فخر الدین اردبیلی در "کشف الغمه فی معرفه الائمه " ,شیخ عباس قمی در منتهی الامال , محمد شریف رازی در کرامات الصالحین و . . .

پاسخ:
در متن یادداشت اشاره شد که در منابع کهن، از ورود امام (ع) به «جرجان» سخن به میان آمده، نه گرگان (استرآباد)!
مهدی ابراهیم نژاد به جویا جهانبخش
۳۰ فروردين
باسلام
به نظر کشور بزرگ ایران به دلیل افکاری همانند شما به ویرانه تبدیل شده است انسان های مانند حضرتعالی که بی آنکه تخصصی داشته باشند در همه موارد صاحب نظر هستند
با توجه به مدارک و تخصص شما ، علم و سواد شما در سطحی نیست که بتواند درکی در رابطه با کتاب نوشته شده داشته باشد
بزرگترین مشکل کشور ما امثال اشخاصی مثل شماست که خود را در هر زمینه ای صاحب نظر می دانند
بزرگترین انتحال کبیر و ابتذال کبیر را کسانی رقم می زنند که در رابطه با مسائلی که نمی دانند صحبت می کنند.
به نظر بنده شما الان به بهترین جایگاه خود (فرهنگستان ادب ) رسیده اید البته فاصله ادبیات با فلسفه و عرفان بسیار زیاد است
انشالله که این کشور به حدی برسد که هر کسی در جایگاه خود صحبت کند و نظر کارشناسی بدهد
پاسخ:
سلام و سپاس از این که بروشنی خواست و دریافتِ خویش را فَرانموده‌اید.
آنچه من در درجه یِ نَخُست، نشان داده‌ام سرقت و درازدستیِ آشکاری است که یک نویسنده مرتکب شده است و با مراتبِ آگاهیِ بنده از علم و عرفان نسبتی ندارد.
اگر عرفانی که شما از آن دَم می‌زنید راهگشایِ چُنین سرقات و خطاهایِ تاریخی و ... ی واضِح است، زهی بی‌اطلاعی از این عرفان!!!!
مهدی کمالی به جویا جهانبخش
۲۸ فروردين
با سلام
چرا افرادی مثل شما با تند خویی و تند نویسی دنبال شهرت هستند
چرا افرادی مثل شما با زیر سوال بردن دیگران دنبال پست مقام هستند
همه با افکار تند رو ها آشنا هستند
خبرگزاری مهر و حوزه با شما مصاحبه می کند
در فرهگنستان ادب عضو می شوید
حوزه علمیه قم درس می خوانید
به کجا چنین شتابان
پاسخ:
سلام بر شما
در این که آیا من در پیِ آن چیزها که گفته‌اید هستم یا نه، جایِ سخن است. اگر شما مطمئنّید از آنچه می‌گویید، تبیینِ چرایش را نیز به شما وامی‌گذارم.
خبرگزاری‌هایِ گوناگونی با من سخن گفته‌اند. چیزی به نامِ خبرگزاریِ حوزه به یاد نمی‌آورم. شاید باشد؛ و من فراموش کرده باشم.
در حوزه ی "قُم" هیچگاه افتخارِ تحصیل نداشته‌ام.
عضویّتِ فرهنگستانِ زبان و اَدَبِ فارسی مایه یِ خدمتگزاری و سرفرازیِ مَنَست.
دقیقًا نمی‌دانم به کجا شتابیده‌ام ولی از قضا چون هیچگاه مواجب‌ستانِ هیچ نهادِ دولتی یا خصوصی نبوده‌ام و هنوز هم نیستم، می‌کوشم زین‌پَس در کارها بشتابم و بیش از پیش "کار " کنم و خود را هیچگاه از حیثِ مَعیشَت به این یا آن گِرِه نزنم و نان از عَمَلِ خویش خورَم؛ اِن شاءَ الله . این هم موجِبِ افتخارم خواهد بود.

توضیح دادم؛ با آن که ضرورتی نداشت؛ چون گویا خَیالات رَهزَنی‌ها کرده‌اند ... ؛ و اللهُ مِن وراءِ القصد.