www.kateban.com
صفحه اصلی
درباره کاتبان
آرشیو یادداشت ها
آرشیو لینک های روزانه
کتابخانه کاتبان
فصل و وصل
گالری عکس
ثبت عضویت
ورود اعضا


از همه نویسندگان حلقه کاتبان درخواست میشود، در بخش لینک های روزانه از درج لینک هایی با موضوعاتی که خارج از حوزه فعالیت حلقه کاتبان است خودداری کنند. همچنین، چنانچه در این بخش، به معرفی صفحه خاصی در اینترنت می پردازند، آدرس همان صفحه را درج کنند، نه سایتی دیگر که بدان صفحه ارجاع داده است.

با سپاس از همه اصحاب کاتبان که در پویایی و پرباری این سایت تلاش میکنند.

مدیریت حلقه کاتبان




به استقبال کنگره بزرگداشت شهیدین (گفتاری از محمدتقی دانش پژوه درباره قواعد و فواید شهید اول)
محسن صادقی
(کشکول)
اجازات آقابزرگ تهرانی (1)
محسن صادقی
(کشکول)
مشعل حق
محمد آصف فكرت
(آن روزها)
The Culture of Letter-Writing in Pre-Modern Islamic Society
سید محسن موسوى
(کتابخانه کاتبان)
A Dictionary of English Manuscript Terminology 1450 to 2000
سید محسن موسوى
(کتابخانه کاتبان)
امیر علیشیر نوایی
محمد آصف فکرت
(گالری عکس)
یاد امیرعلیشیرنوایی دربدایع الوقایع
محمد آصف فكرت
(آن روزها)
يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (5)
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
شوخى با عنوان كتاب !
عبدالله غفرانی
(لطائف)
نوشته‌های بی‌مخاطب
دکتر مهدی فرهانی منفرد
(نجوا)
سهم سيد عبدالله شبّر در نزاع اخباری/اصولی (1)
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
ترمذ، سنگ گور حکیم ترمذی، از سده 14م.
عبدالله غفرانی
(گالری عکس)
ميراث مکتوب شيعی و شيوه های نقادی غير تاريخی
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
فوائدی از فهرست کتابخانه ملک
محمدکاظم رحمتی
(رحمتی)
يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (4)
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
شيخ صدوق و ابو العباس حسني
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
پاره ای محتمل از کتاب نقض المقنع ابو الحسين بصري، متکلم نامدار معتزلی
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
پاره هايی از کتابی منسوب به فضل بن شاذان نيشابوري
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (3)
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
یک ارجاع کهن به کتاب القند
محمدکاظم رحمتی
(رحمتی)
RSS Feeds

کتاب جدید آقای امیرمعزی به نام "Revelation and Falsification" جدیدا منتشر شده است.
در صورت امکان خلاصه ای از محتوای کتاب را ارایه دهید.
با تشکر


ارسال شده در دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۴:۳۳ بعدازظهر
آقایان محترم ضمن تقدیر از نکته گیری صحیح شما در باره نکوداشت یکصدمین سال تولد جواد علی در ستون لینک های روزانه ، متأسفانه باید بگویم این اشکال به خود شما هم وارد است. آیا کامنت های زیر خبر خود را در همان ستون با تیتر \"مصاحبه راديو زمانه درباره کنفرانس مذهب شیعه در استراسبورگ \" دیده اید که به استثنای یک دو تا همه هتاکی و بی احترامی به شیعه است؟ آیا راضی هستید در اشاعه این هتاکی ها نقشی داشته باشید؟


ارسال شده در دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۹:۲۱ قبل‏ازظهر
مجدداً برای روشن تر شدن موضوع عرض می شود که فهرستهای استاد منزوی و هم فهرستهای شادروان استاد گلچین معانی، بر پایۀ موضوع دسته بندی و فهرست شده اند. به این معنی که به آسانی بخش علوم طبیعی را می گشایید و به بررسی و انتخاب آغاز می کنید و به مراجعه به آثار و پزوهش ادامه می دهید. موفق باشید.ـ


ارسال شده در يكشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۸۷ ساعت ۸:۱۷ بعدازظهر

* نام کامل:
* ایمیل:


صفحه وب:

محل سکونت:


* نظر:

کد امنیتی:
(لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


پربیننده ترین وبلاگ ها:
بررسی های تاریخی
آن روزها
نجوا
تذكره

پرخواننده ترین یادداشت های ماه:
يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (5) (بررسی های تاریخی)
یاد امیرعلیشیرنوایی دربدایع الوقایع (آن روزها)
مشعل حق (آن روزها)
اجازات آقابزرگ تهرانی (1) (کشکول)
به استقبال کنگره بزرگداشت شهیدین (گفتاری از محمدتقی دانش پژوه درباره قواعد و فواید شهید اول) (کشکول)

بزرگداشت شیخ طوسی
عماد الدین طبری و نسخه های مختلف امالی شیخ طوسی
حسن انصاری

عماد الدین طبری (د. بعد از 553ق)، فقیه و محدث امامی اهل طبرستان در سده ششم قمری، کتاب مشهوری دارد به نام بشارة المصطفی. این کتاب تا آنجا که من می دانم به صورت حروفی تاکنون دو مرتبه منتشر شده است: چاپ نجف آن چاپی است بسیار مغلوط. چاپ دیگری هم در سالهای اخیر در قم از این کتاب عرضه شد که آن هم با وجود مقدمه نسبتا خوبی که دارد، باز مشتمل بر اغلاط بسیار زیاد در اسناد و متون احادیث است؛ به ویژه در اسانید کتاب و محقق هم زحمت مراجعه دقیق و مقایسه و تصحیح اسانید را بر خود هموار نکرده است. به ویژه از آنجا که بخش زیادی از احادیث این کتاب در منابع دیگر موجود روایت شده اند و عماد الدین طبری از آن منابع احادیث خود را نقل کرده است؛ اما شگفتا که محقق حتی ظاهرا در تصحیح اسانید به آن کتابها هم مراجعه ای نداشته است. کتاب بشارة المصطفی جدا از فوائد مذهبی، به دلیل اشتمال بر اسانید تازه و به ویژه نام بردن از شماری از عالمان شیعی ایران در سده های پنجم و ششم کمال اهمیت را دارد و از این نقطه نظر هم همواره مورد عنایت بوده است. عماد الدین طبری از محضر شماری از محدثان ایرانی بهره برده بوده که نام و اسانیدشان در این کتاب دیده می شود. علاوه بر این، این کتاب برای شناخت تشیع کوفی در سده های پنجم و ششم قمری بسیار با اهمیت است؛ به ویژه اسانید زیدیان کوفه (مانند روایات ابو عبد الله العلوی و ابو البرکات زیدی و امثال آنان، نک: مدخل ابو البرکات، به قلم حسن انصاری در دائرة المعارف بزرگ اسلامی؛ نیز: مدخل ابو عبدالله العلوی، به قلم همین نویسنده در طبع سوم دائرة المعارف لیدن که در دست انتشار است). نسخه ای کهنه از کتاب بشارة المصطفی در "کتابخانه امیر المؤمنین نجف" موجود است که در عصر مؤلف کتابت شده است. این مطلب را محقق طباطبایی در مقاله خود درباره مشایخ شیخ طوسی (مقدمه الفهرست، ص 74 پاورقی شماره 2) متذکر شده اند اما در فهرست آن کتابخانه که در مجله تراثنا تاکنون بخشهایی از آن منتشر شده از این نسخه نامی نبرده اند و در عوض نسخه دیگری را معرفی می کنند (تراثنا شماره 57، ص 185-186) :
"بشارة المصطفى لشـیعة المرتضى للشیخ عماد الدین أبی جعفر محمّـد بن أبی القاسم علی بن محمّـد الطبری الآملی، من أعلام القرن السادس الهجری؛ الذریعة 3/117. نسـخة کتبت فی القرن الحادی عشر، فی إسنادها بعض السقط من قبل الناسخ فأُکمل فیما بعد، وهذه النسخة تطابق المطبوع فی النجف الأشرف بزیادة حدیث واحد فی آخرها، وکثیر منه بخطّ حدیث أظنّه خطّ العلاّمة الشیخ عبـد الحسین الحلّی، 225 ورقة، رقم 830". به هر حال برای تحقیق دقیق این متن باید نسخه عصر مؤلف مبنای تحقیق قرار گیرد.
عماد الدین طبری در بشارة المصطفی، عمده احادیث خود را بر دو منبع گزارده است: شیخ طوسی و در مرحله ای پایینتر شیخ صدوق. در حقیقت اگر احادیث این دو محدث را از این کتاب جدا کنیم، شاید چیز زیادی از آن باقی نماند. در مورد شیخ طوسی باید گفت که عماد الدین طبری در واقع نسخه /نسخه هایی از امالی شیخ طوسی (کامل و یا منتخبی) را که در اختیار داشته مبنای نقلهای خود قرار داده است و طبعا این کتاب چون همینک در اختیار ماست، فوائد این نقلها زیاد نیست. مگر اینکه بررسی شود شاید مواردی از احادیث باشد که در نسخه های موجود امالی شیخ طوسی آنها را نتوان یافت؛ به ویژه که نسخه های امالی موجود اختلافاتی دارند و همگی کامل نیستند. فایده نقلهای عماد الدین در واقع مربوط به شناخت نسخه ها و روایات گوناگون امالی طوسی است. می دانیم که عماد الدین طبری در نجف محضر ابو علی ابن الشیخ را درک کرده بوده است و احادیث زیادی را به واسطه او از شیخ طوسی در بشارة المصطفی نقل می کند. این احادیث تماما به نقل از امالی شیخ طوسی نقل شده است. کتاب امالی شیخ طوسی مهمترین کتاب حدیثی شیخ است که در آن احادیث فضائل امامان نقل شده و طبعا همین متن هم تناسب با موضوع کتاب طبری داشته است و نه کتابهای دیگر حدیثی شیخ طوسی. اما عماد الدین طبری تنها از طریق ابو علی از شیخ طوسی روایت نمی کند؛ او از طریق دو تن دیگر هم احادیث شیخ را در اختیار داشته است. یکی از این دو نفر، از مشایخ ایرانی عماد الدین طبری و خود از شاگردان شیخ طوسی بوده که در ترویج احادیث شیخ طوسی در ایران درست در یک نسل پس از شیخ طوسی سهم داشته است. شخص دیگر از مشایخ عراقی عماد طبری است که او هم از شاگردان شیخ طوسی بوده است. عماد الدین طبری از طریق این دو نفر نیز احادیث شیخ طوسی در امالی را نقل می کند و بنابراین او از سه طریق امالی شیخ طوسی را روایت می کرده است. بنابراین او یا یک نسخه از امالی داشته که آن را از طریق اجازه و سماع از سه تن روایت می کرده و یا نسخه های مختلفی داشته که هر یک از طریق یکی از این سه استاد به شیخ طوسی می رسیده است. این نخستین احتمالی است که به ذهن خطور می کند. پس از این در این باره توضیح مفصلی خواهیم داد. اما وجود روایات امالی شیخ طوسی و با روایات این سه شاگرد شیخ طوسی در بخشهای مختلف کتاب بشارة المصطفی دلیل بسیار خوبی است برای نشان دادن این نکته که نسخه موجود امالی شیخ طوسی نسخه ای است که گرچه تنها در یک قسمت از دو قسمت آن نام ابو علی به عنوان راوی آن آمده (و تازه در شماری از نسخه ها)، اما این امر ابدا دلیل آن نیست که آن بخش تنها از طریق ابو علی ابن الشیخ در اختیار راویان بعدی قرار گرفته است.
همینجا اشاره کنم به روایتی از ابن شهرآشوب به نسخه امالی شیخ طوسی (جزء دوم آن) که از طریق شاگرد دیگری در اختیار او قرار داشته است:
أمل الآمل - الحر العاملی ج 2 ص 108
السید کمال الدین حیدر بن محمد بن زید الحسینی . عالم فاضل ، یروی عن ابن شهر اشوب ، ورأیت فی نسخة کتاب المجالس والاخبار للشیخ الطوسی وهی نسخة مولانا عبد الله الشوشتری الشهید بخطه نقلا عن نسخة حیدر بن محمد بن زید بخط ابن شهر آشوب ما هذا لفظه : قرأ علی هذا الجزء وهو الجزء الثانی من الامالى من أوله إلى آخره السید العالم الاجل النقیب کمال الدین جمال السادة فخر العترة شمس العلماء حیدر بن محمد بن زید بن محمد بن عبد الله الحسینى قراءة صحیحة مرضیة ، وأخبرته أنى قرأته على الامام الاجل أبى الفضل الداعی بن علی الحسینی السروی وأخبرنی به عن الشیخ المفید أبی الوفاء عبد الجبار المقرئ الرازی عفی عنهم فی سنة
570 ، وکتب ذلک محمد ابن علی بن شهر آشوب المازندرانی بخطه حامدا لربه ومصلیا على النبی محمد وآله – انتهى
البته این روایت مربوط به جزء دوم ( ظاهرا بخش دوم) امالی شیخ طوسی است که همانطور که خواهیم گفت با بخش نخست آن تفاوت دارد؛ اما در مورد بخش اول هم دقیقا وضع بر همین منوال است و راویان دیگری در انتقال آن به نسلهای بعد به نقل از شیخ طوسی دست داشته اند. نیز باید نمونه روایت از امالی در مکارم الأخلاق طبرسی را متذکر شد که باز نشان از طرق مختلف روایت این متن دارد:
مکارم الأخلاق- الشیخ الطبرسی ص 458
یقول مولای أبی طول الله عمره الفضل بن الحسن : هذه الاوراق من وصیة رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم لابی ذر الغفاری - رضی الله عنه - التی أخبرنی بها الشیخ المفید أبو الوفاء عبد الجبار بن عبد الله المقرئ الرازی والشیخ الاجل الحسن بن الحسین بن الحسن أبی جعفر محمد بن بابویه - رضی الله عنهما - إجازة قالا : أملى علینا الشیخ الاجل أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسی - قدس سره - وأخبرنی بذلک الشیخ العالم الحسین بن الفتح الواعظ الجرجانی فی مشهد الرضا ( علیه السلام ) ، قال : أخبرنا الشیخ الامام أبو علی الحسن بن محمد الطوسی ، قال : حدثنی أبی الشیخ أبو جعفر - قدس سره - ، قال : أخبرنا جماعة عن أبی المفضل محمد بن عبد الله بن محمد بن المطلب الشیبانی ، قال : حدثنا أبو الحسن رجاء بن یحیى العبرتائی الکاتب سنة أربع عشر وثلاثمائة وفیها مات ، قال : حدثنا محمد بن الحسین بن میمون ...
این روایت که از امالی شیخ طوسی (بخش دوم و در آغاز آن، نک: ص 525 از چاپ قم) نقل شده به جز ابو علی ابن الشیخ، به روایت دو تن دیگر نیز انتقال یافته، یکی به واسطه عبد الجبار الرازی که در سند ابن شهر آشوب نامش گذشت و دیگری الحسن بن الحسین ابن بابویه که بعدا خواهیم دید در روایت بخش نخست امالی نیز سهم داشته است. از همین سند معلوم می شود که دو نفر اخیر در مجالس املای حدیث شیخ طوسی در نجف شرکت داشته اند. به هر حال مسلم است که جز ابو علی طوسی، دیگران نیز در روایت امالی شیخ طوسی در هر دو قسم آن سهم داشته اند و نسخه هایی به روایت آنان (کامل و یا ناقص، نک: پس از این) موجود بوده است.
حقیقت این است که از نسخه های کتاب الأمالی نسخه های مختلف و با ریشه های گوناگونی در اختیار است. در دوره های زمانی بسیار گذشته هم وضعیت به همین منوال بوده است. در عصر ابن طاووس، چنانکه نقلی از وی را آقابزرگ ارائه داده، نسخه های کتاب الأمالی شیخ طوسی در دو بخش مستقل قرار داشته است. در مورد انتساب این دو بخش مختلف کتاب الأمالی در منابع نسبتا متأخر (از عصر صفوی) اختلاف دیدگاه وجود داشته است (اختلاف میان انتساب کتاب به شیخ طوسی و یا فرزندش ابو علی المفید الطوسی؛ مثلا نک: بحار الأنوار، 107/113). در نسخه های چاپی سنگی و حروفی هم که از این کتاب به دست داده شده همین اختلافات کم و بیش در کمیت کتاب، راوی کتاب و وجود و یا عدم وجود تواریخ مجالس در همه یا قسمتهایی از امالی دیده می شود. علاوه بر آن کتاب امالی آن طور که در نسخه های چاپی آن دیده می شود، از دو بخش کاملا مجزا که ریشه در دو نسخه مختلف داشته و بعدها در کنار هم قرار گرفته است تشکیل شده است. برخی نسخه های کتاب هم تنها شامل 18 مجلس است (در چاپها بخش نخست را تشکیل می دهد) و بخشی دیگر از امالی که معمولا به صورت مجالس تاریخ دار منظم هفتگی در چاپهای این کتاب دیده می شود را فاقد است. در اینجا مناسب است نظر آقابزرگ را درباره این نسخه ها و اختلافات و انتسابات کتاب الأمالی و نیز نقل او از ابن طاووس (که گویا متکی بر نسخه ای خطی و کامل از فلاح السائل است؛ در این مورد نک: کلبرگ، ص 185) در اینجا نقل کنیم:
الذریعة - آقا بزرگ الطهرانی ج 2 ص 309-311
الامالی، المطبوع فی طهران سنة 1313 المشهور نسبته إلى الشیخ أبی علی الحسن بن الشیخ أبی جعفر محمد بن الحسن الطوسی المتوفى بعد سنة 515 کما یظهر حیاته فی التاریخ من أسانید بشارة المصطفى ، ویقال له أمالی إبن الشیخ فی مقابل أمالی والده الشیخ الطوسى الآتی ذکره المرتب على المجالس ولذا یقال له المجالس أیضا ، لکنه لیس الامر کما اشتهر بل هذا جزء من أمالی والده ایضا إلا أنه لیس مثل جزئة الآخر مرتبا على المجالس بل هو فی ثمانیة عشر جزءا وفی کثیر من نسخه قد بدأ فی کل تلک الاجزاء باسم الشیخ أبی علی وهو یرویه عن والده الشیخ الطوسی فی سنین بعضها سنة 455 وبعضها سنة 456 وبعضها سنة 457 ووجه البدأة باسمه أنه أملاها الشیخ أبو علی على تلامیذه فی مشهد مولانا أمیر المؤمنین علیه السلام فی سنة 509 کما ذکر التاریخ فی أول الجزء التاسع من النسخة المطبوعة فکتب السامعون عنه إسمه فی أول النسخة على ما هو دیدن الرواة والقدماء من ذکر إسم الشیخ فی أول کل ما یسمعونه عنه وتوجد جملة من النسخ من تلک الاجزاء الثمانیة عشر لیس فی أوائل الاجزاء منها إسم الشیخ أبی علی أبدا ، بل یبتدأ فی أکثر الاجزاء بقوله حدثنا الشیخ السعید أبو عبد الله محمد بن محمد ابن النعمان المفید ، وفی بعضها أخبرنا جماعة منهم الحسین بن عبید الله ، وفی أول الجزء الرابع عشر هکذا أخبرنا أبو الحسین محمد بن محمد ابن محمد بن مخلد فی ذی الحجة سنة 417 فی داره درب السلولی وهکذا سائر الاجزاء المبدوأة بذکر واحد من مشایخ الشیخ الطوسی فلا شک أن القائل حدثنا فی جمیعها هو الشیخ الطوسی ، ومن تلک النسخ نسخة عتیقة فی مکتبة الشیخ الحجة میرزا محمد الطهرانی ، وسیأتی عند ذکر أمالی شیخ الطائفة تصریح السید ابن طاوس الذی هو من أسباط الشیخ الطوسى ویعبر عنه دائما بالجد وعن ولده الشیخ أبی علی بالخال ، ولا یخفى علیه تصانیف جده وخاله فانه قال ما ملخصه ( إن أمالی الشیخ فی مجلدین أحدهما الثمانیة عشر جزءا التی ظهرت للناس أولا وثانیهما بقیة الاجزاء إلى تمام سبعة وعشرین جزءا وتمامها عندی بخط الشیخ حسین بن رطبة وخط غیره أرویه عن والدی عن الحسین ابن رطبة عن الشیخ أبی علی عن والده ) وبالجملة هذا الامالی المرتب على ثمانیة عشر جزءا للشیخ الطوسی یرویه عنه ولده الشیخ أبو علی ویرویه سایر الناس عن الشیخ أبی علی ولذا اشتهر نسبته إلیه ونسبة الامالی المرتب على المجالس إلى والده ، ویظهر من العلامة المجلسی تعدد مؤلفهما کما هو المشهور فی الفصل الذی ذکر فیه مآخذ البحار ، مع أنه اعترف فی فصل بیان الرموز بان جمیع أخبار کلا الکتابین من روایة الشیخ الطوسی ولذا جعل لهما رمزا واحدا
الذریعة - آقا بزرگ الطهرانی ج 2 ص 313-314
الامالی للشیخ أبی جعفر محمد بن الحسن بن علی بن الحسن الطوسى المتوفى سنة 460 ، هذا هو المجلد الثانی منه المرتب على المجالس المطبوع مع الاجزاء الثمانیة عشر التی مر أنها المنسوبة إلى الشیخ أبی علی بن الشیخ الطوسى فی المشهور ، ومر تصریح السید ابن طاوس بان الشیخ الطوسی أملى تمام السبعة والعشرین جزءا على ولده الشیخ أبی علی وکلها بخط الشیخ حسین بن رطبة وغیره کانت عند السید وهو یرویها عن والده عن الشیخ حسین بن رطبة عن الشیخ أبی علی عن والده الشیخ الطوسی ، إلا أن الثمانیة عشر جزءا منها ظهرت للناس أولا بروایة الشیخ أبی علی لها عن والده وصدرت تلک الاجزاء باسم الشیخ أبی علی والبقیة إلى تمام السبعة والعشرین جرءا رواها أیضا الشیخ أبو علی للناس بعد الاولى بعین ما أملاه والده علیه فی مجالس کل یوم . ولم یصدر المجالس باسم الشیخ أبی علی . فظهر أن تلک المجالس المطبوعة التی تنتهی إلى خمسة وأربعین مجلسا کلها من إملاء الشیخ لولده أغلبها فی سنة 457 وبعضها سنة 458 وفی أول کل مجلس حدثنا محمد بن الحسن بن علی بن الحسن الطوسی فقائله هو الشیخ أبو علی بن الشیخ الطوسی . ثم الشیخ یروی عن مشایخه إبن الغضائری أو ابن عبدون أو ابن شاذان أو ابن الصلت أو غیرهم . لکن المطبوع من المجالس هذا لیس تمام المجالس لانه توجد فی زنجان فی مکتبة شیخ الاسلام الزنجانی نسخة من تلک المجالس وهی تزید على النسخة المطبوعة باکثر من ثلثها وهی نسخة معتبرة إستکتبها سنة 1048 المولى خلیل بن الغازی القزوینی - الشارح للکافی فی عشرین سنة فی عدة مجلدات - وکتب على ظهر النسخة بخطه شهادة أنها أمالی الشیخ أبی جعفر الطوسی ، وهی مع ذلک ناقص الآخر ، ولعله توجد نسخة أتم منها والله العالم.
نقل آقابزرگ از ابن طاووس، کما اینکه دیدیم چنین است: "إن أمالی الشیخ فی مجلدین أحدهما الثمانیة عشر جزءا التی ظهرت للناس أولا وثانیهما بقیة الاجزاء إلى تمام سبعة وعشرین جزءا وتمامها عندی بخط الشیخ حسین بن رطبة وخط غیره أرویه عن والدی عن الحسین ابن رطبة عن الشیخ أبی علی عن والده" اما تفسیری که آقابزرگ از کلام ابن طاووس ارائه می دهد نادرست و متأثر از مشکل انتساب قسمت اول 18 گانه امالی است که تنها در دوره متأخر و بر اثر اشتباه به ابو علی نسبت داده می شد. در واقع در زمان ابن طاووس اختلافی در انتساب همه کتاب امالی موجود به شیخ طوسی وجود نداشته است؛ بعدها به دلیل آنکه در پاره ای از نسخه های بخش اول نام ابو علی به عنوان نخستین راوی دیده می شده، برخی به اشتباه گمان کرده بودند که آن قسمت اول از آنِ فرزند ابو علی است که روایات را البته تماما از پدرش روایت می کرده است. آقابزرگ برای دفع چنین خطایی خود دچار خطای دیگری شده و کلام ابن طاووس را تحت تأثیر خطای متأخران تفسیر کرده است. واقعیت این است که کلام ابن طاووس تنها ناظر به این است که دو نسخه مجزا از امالی شیخ طوسی وجود داشته که دو مجلد را تشکیل می داده است؛ نسخه اول در 18 جزء بوده که در آغاز انتشار یافته بوده و گویا بیشتر شهرت داشته و نسخه دوم که مجلد دوم نسخه گواهی شده او را تشکیل می داده شامل بقیه اجزاء کتاب بوده و در عین حال هر دو را ابو علی در این نسخه از شیخ طوسی روایت می کرده است. وجود نام ابو علی در سند نسخه گواهی شده ابن طاووس ارتباطی با حل مشکل موهوم انتساب بخش نخست به ابو علی ندارد. ظاهرا تصور آقابزرگ این بوده که کلام ابن طاووس ناظر به این است که بخش نخست را چون تنها ابو علی از پدرش روایت می کرده و نه دیگران پس موجب این اشتباه شده که آن را به ابو علی نسبت بدهند. این در حالی است که هر دو بخش را ابو علی در نسخه ابن طاووس روایت می کرده و این به هر حال به معنای آن نیست که دیگران این بخش از امالی را از شیخ طوسی مستقیما روایت نمی کرده اند؛ کما اینکه ظاهر عبارت آقابزرگ چنین است. اشتباه متأخران به این دلیل بوده که در برخی از نسخه های بخش اول نام ابو علی ذکر می شده، در حالی که در آغاز سندهای بخش دوم نامی از او نبوده و بنابراین گمان کرده اند که این دو نسخه هر یک به یکی از این دو نفر منسوب است.
جالب اینکه در نسخه کهنه 580ق که در چاپ اخیر قم از آن بهره برده شده، اساسا نامی از ابو علی در آغاز سند اجزاء 18 گانه وجود ندارد و بنابراین این خود نشان می دهد که در نسخه های کهنی از این کتاب اصلا نام ابو علی به عنوان راوی بخش نخست مطرح نبوده است. در پایان مجلس 18 از همین نسخه و برخی نسخه های دیگر به صراحت از تمام شدن امالی شیخ طوسی یاد شده است و این نکته باز نشان می دهد که امالی شیخ طوسی مجلدات مختلف و مستقلی را تشکیل می داده که هر یک در سنتی خاص خود شکل گرفته بودند و از آن میان دو مجلد در اختیار ماست و شاید مجلدات دیگری هم از آن موجود بوده که حتی به عصر ابن طاووس نرسیده بوده است (چون به هر حال بعید است که امالی حدیثی شیخ طوسی تنها شامل چند سال محدود بوده باشد؛ مگر آنکه تفسیری که پس از این خواهیم گفت را بپذیریم). هر یک از این مجلدات هم در سنتهای مختلفی بعدها از سوی راویان مستقیم شیخ طوسی روایت می شده و در آغاز نسخه های برخی تصریحی به راوی اولیه شده و یا در برخی نشده و این امر ارتباطی با هویت کتاب امالی نداشته است. بنابراین این بحث که چرا بخش دوم بدون نام ابو علی است و بخش اول با نام او توأم است در اصل بحث خطا بر انگیزی بوده که موجبات انتساب بخش نخست به ابو علی را فراهم کرده است. از کلام ابن طاووس تنها این بر می آید که این دو قسمت بعدا در کنار هم قرار گرفته بودند. اختلاف در نوع تنظیم مجالس دو قسمت هم مشعر بر همین معناست.
اما از دیگر سو، به دلیل آنکه از ظاهر آغاز بخش دوم بر می آید که آن قسمت در دنباله بخش اول آمده (تکمیل روایات ابو المفضل که پیشتر از آن در اواخر بخش اول آغاز شده بود) در آنچه گفته شد تردید بر می انگیزاند؛ وانگهی در نسخه هایی از بخش نخست، مجالس آن بخش تاریخ دارند و این تواریخ کم و بیش از لحاظ زمانی با تواریخ بخش دوم سازگاری دارند. به هر حال ما به درستی نمی توانیم کلام ابن طاووس را تفسیر کنیم. آنچه مسلم است این است که هر دو بخش را ابو علی از پدرش روایت می کرده و دیگرانی نیز که در این مجالس شرکت داشته اند هم در روایت آن به نوبه خود سهم داشته اند.
اینجا من می خواهم تفسیر تازه ای از کلام ابن طاووس ارائه دهم که شاید بتواند شیوه تنظیم امالی شیخ طوسی را درست تر توضیح دهد: ما می دانیم که شیخ طوسی مجالسی در حدیث داشته که حاصل آن طبعا به عنوان امالی حدیثی وی فی المجلس تنظیم می شده است. خود شیخ طوسی به کتابی از خود با عنوان کتاب المجالس فی الأخبار اشاره کرده است (الفهرست، ص 242). اما این کتاب به طبیعت کتابهای امالی می توانسته اندازه کاملا دقیقی نداشته باشد. امالی ها دفترهایی بودند که به مرور زمان و با تشکیل هر چه بیشتر مجالس فزونی می گرفتند و بنابراین شیخ طوسی می توانسته چندین کتاب المجالس داشته باشد؛ بدون آنکه این کتابها صورت نهایی و پایانی به خود گرفته باشند. تا زمان مرگ، یک محدث می تواند مجالس حدیث داشته باشد و محصول هر سال و یا دو سال مجالسش را در دفتری جداگانه تنظیم نماید. راویان هر محدثی هم می توانستند با حضور در چند مجلس آن استاد محدث، دفتری از امالی او را تنظیم کنند. با این توضیح مختصر من معتقدم که بخش نخست امالی که در نسخه ها به روشنی پایان آن اعلام می شود (نک: چاپ قم الامالی، ص 524 )، احتمالا امالی اصلی شیخ طوسی بوده که از آن هم در الفهرست نام برده بوده است. اصلا همینکه شیخ طوسی از امالی خود تعبیر به "کتاب المجالس "کرده، نشان می دهد که برای او این متن صورت یک کتاب معین را پیدا کرده بوده است. عموما در کتب تراجم و رجال محدثان از امالی به صورت کتاب نام نمی برند؛ بلکه صرفا گفته می شود که یک محدث امالی داشته است؛ یعنی مجالسی در حدیث داشته که طبعا ثبت هم می شده است. بدین ترتیب به نظر می رسد که منظور شیخ طوسی از امالی اش (کتاب المجالس) کتاب منظمی بوده که بخش نخست امالی شیخ طوسی می تواند عینا منظور باشد. توضیح اینکه هیچ دلیلی در دست نیست که نشان دهد این امالی نخستین بار تنها در نجف و آن هم بدین شکل در 18 مجلس املا شده باشد. شاید شیخ طوسی نخستین بار این امالی را در بغداد در مجالسی 18 گانه املاء کرده بوده و بعدا که نسخه آن امالی تنظیم شده بوده آنرا در نجف نیز بر شاگردان عرضه می کرده است. در نجف در دنباله املای این مجالس البته مجالس دیگری هم شیخ طوسی در حدیث داشته که همینک بخش دوم الأمالی را تشکیل می دهند (و به نظر هم می رسد که این بخش دوم چاپ شده ناقص است و شامل همه مجالس نوع دوم شیخ طوسی نیست؛ کما اینکه آقابزرگ هم تصریح می کند؛ نیز نک: پس از این) و در واقع دنباله ای بر مجالس نجف او در بخش اول بوده است؛ منتهی با این تفاوت که به دلیل انتشار بخش نخست در بغداد، نسخه های اصل بغدادی همچنان مد نظر بوده و شیخ طوسی هم از روی همان مجالس خود را (بعضا به صورت مجالس پراکنده و یا منظم امالی و یا به صورت مجلس قرائت و سماع) در نجف تکرار می کرده است. شاید تفسیر درست کلام ابن طاووس همین باشد. در واقع نسخه هایی که از بخش نخست همینک در اختیار ماست، آنهایی که مشتمل بر ذکر تواریخ نیست، دقیقا ریشه در کتاب المجالس شیخ طوسی در بغداد داشته است و در آنها مجالس حدیث بسیار موسع و با ذکر احادیث زیاد (تقریبا بر اساس چاپ نجف که محاسبه کردم تقریبا هر مجلس 30 صفحه) است و این با سن و سال و موقعیت شیخ طوسی در بغداد سازگارتر است (حتی محتمل است که شیخ طوسی این بخش امالی را خودبه صورت کتابی با عنوان کتاب المجالس و به شیوه مجلس مجلس خود نوشته بوده و نه آنکه آنرا دقیقا بدین شکل املاء کرده باشد). بعدا شیخ طوسی همین مجالس را در بغداد نه همیشه به شیوه املا بلکه عموما به شیوه سماع و قرائت و اجازه به شاگردانش منتقل می کرده است؛ نسخه های آن قسمت هم از پیشتر در بغداد شهرت یافته بودند و در نجف نیز همان را شاگردان استنساخ می کردند و با مقابله و قرائت و سماع و اجازه آن را از شیخ دریافت می کردند. البته همانطور که آقابزرگ نیز گزارش داده در چاپ قدیم این کتاب که من آنرا همینک در اختیار ندارم و با روایت ابو علی طوسی است، تواریخی برای مجالس 18 گانه اول پیشگفته وجود دارد که نشان از آن دارد که این قسمت نیز در نجف و در طی مجالسی که تواریخ آنها ارائه شده املاء شده است. شاید بتوان گفت این تواریخ تاریخهای املاء نیستند بلکه تواریخ قرائت و سماع بخشی از هر یک از مجالس و به شیوه مجالس قرائت حدیث بوده است. مجالس املای حدیث عموما نیازمند فرصت موسع تری برای روایت و کتابت حدود سی صفحه حدیث است که با دوران متأخر شیخ طوسی در نجف سازگار نیست؛ همانطور که در بخش دوم، هر مجلس تقریبا شامل 5 تا 7 صفحه از چاپ نجف را شامل می شود. اما در نجف این امکان بوده که نسخه امالی بغدادی را بر محضر شیخ بخوانند (عرض) و یا قسمتی را شیخ بخواند و شاگردان سماع کنند و حتی بخش باقیمانده هر مجلس را به اجازه دریافت کنند. دست کم ظاهر نسخه های چاپی نجف و قم چنین چیزی را نشان می دهد. به هر حال وضعیت نسخه های امالی به گونه ای است که تفسیر متفاوت ما را نیز امکان پذیر می کند.
در کتاب بشارة المصطفی از عماد الدین طبری که خود به یک واسطه از شیخ طوسی روایت می کند، کما اینکه پیشتر گفتیم، روایات فراوانی از امالی شیخ طوسی روایت می شود. او از سه تن از استادانش، یکی در ایران (شهر ری) و دو دیگر در نجف به احادیث امالی شیخ طوسی دسترسی داشته است. آنچنانکه از اسناد بشارة المصطفی بر می آید، او در ری، قبل از سفر به سمت عراق، از یکی از افراد خاندان بابویه که از مشایخش بوده است، به روایات امالی دسترسی یافته بوده است. از این روایات که به نقل از همو در بشارة المصطفی دیده می شود، کاملا روشن است که آن استاد یعنی الحسن بن الحسین ابن بابویه که خود محضر شیخ طوسی را در نجف درک کرده بوده، نسخه ای از امالی شیخ طوسی را در اختیار داشته است؛ اما تا آنجا که از بشارة المصطفی بر می آید، او تنها نسخه همان 18 مجلس اول را در اختیار داشته و عماد الدین طبری هم تنها در این روایات که صرفا نام این استاد در آنها ذکر شده، از همین بخش احادیثی را نقل می کند. از اسناد این روایات روشن می شود که این استاد در چند ماه از سال 455ق در مجلس امالی شیخ طوسی حضور داشته است؛ اما به صرف این اسناد نمی توان حکم کرد که واقعا همه این مجالس 18 گانه به همین ترتیب و تنظیم و به صورت امالی از سوی شیخ طوسی در نجف نیز املاء شده بوده است. به نظر ما و با قرینه اینکه صرفا سال 455ق در این اسناد دیده می شود، به نظر می رسد که وی در مجالسی از حدیث شیخ طوسی در نجف شرکت می کرده که در آن مجالس، شیخ احادیثی از امالی 18 گانه کهن و بغدادی خود را املاء می کرده است (کما اینکه می دانیم الحسن ابن بابویه در مجالس بخش دوم امالی هم که در بغداد منعقد شده بوده، شرکت داشته است؛ نک: پیش از این)؛ اما آیا واقعا او تمام این امالی را به همین صورت کنونی آن به ترتیب هر مجلس املاء می کرده است و یا عجیبتر از آن اینکه این امالی را برای نخستین بار در نجف املاء می کرده است؛ چنین چیزی از اسناد موجود در بشارة المصطفی بر نمی آید. به نظر ما بسیار بعید است که شیخ طوسی در بغداد، مهد اصلی دانش حدیث، مجلسی در حدیث نداشته و از آن امالی و مجالسی تنظیم نشده و بعد سالها بعد و آن هم در اواخر عمر از 455ق به بعد امالی و مجالس حدیث در نجف تشکیل داده باشد و احادیث و مسموعات بسیار مهم خود را عرضه کرده باشد. به همین دلیل احتمالی که مطرح کردیم، یعنی اینکه شیخ طوسی امالی خود را در اصل در بغداد ارائه داده بوده و نسخه کهن 580ق که همینک در اختیار است ریشه در همان دارد و بعد در نجف در هر موقعیتی که فراهم می شده بخشهایی از آن امالی را دیگر بار املاء می کرده و یا حتی صرفا مجلس قرائت و سماع کتاب را تشکیل می داده، معقولتر به نظر می رسد.
اینجا مناسب است برای دنباله بحث نمونه هایی از روایت عماد الدین از این استاد رازی را نقل کنیم و مورد تحلیل و مقایسه با دیگر طرق او به شیخ طوسی قرار دهیم:
( ص 122 ) : أخبرنا الشیخ أبو محمد الحسن بن الحسین بن بابویه ( رحمه الله ) فی الری سنة عشرة وخمسمائة بقراءتی علیه ، قال : حدثنا الشیخ السعید أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسی إملاء فی جمادى الآخرة سنة خمس وخمسین وأربعمائة بمشهد مولانا أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ( علیه السلام ) ، قال : أخبرنا الشیخ أبو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان ( رحمهم الله ) ، قال : أخبرنی أبو القاسم جعفر بن محمد بن قولویه ، قال : حدثنی محمد بن عبد الله بن جعفر الحمیری
(ص 199): أخبرنا الشیخ الزاهد أبو محمد الحسن بن الحسین بن بابویه فی خانقانه بالری بقراءتی علیه فی ربیع الأول سنة عشرة وخمسمائة ، قال : حدثنا الشیخ الفقیه أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسی ( رحمهم الله ) بمشهد مولانا أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ( علیه السلام ) فی شهر رمضان سنة خمس وخمسین وأربعمائة ، قال ...
یا این مورد: (ص 212): أخبرنا الشیخ أبو محمد الحسن بن الحسین بن بایویه بقراءتی علیه بالری فی ربیع الأول سنة عشرة وخمسمائة ، قال : حدثنا الشیخ السعید أبو جعفر محمد بن الحسن بن محمد الطوسی ( رحمه الله ) ، قال : أخبرنا الشیخ أبو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان ، قال : أخبرنی أبو الحسن علی بن خالد المراغی ، قال : حدثنا الحسن بن علی بن الحسن الکوفی ، قال : حدثنا إسماعیل بن محمد المزنی ، قال : حدثنا سلام بن أبی عمرة الخراسانی ، عن سعد بن سعید ، عن یونس بن الحباب ، عن علی بن الحسین زین العابدین
همانطور که می بینیم در مواردی این استاد اشاره به حضور خود در مجلس املای شیخ طوسی در نجف دارد و این می تواند مؤید این باشد که شیخ طوسی بخش 18 گانه را در نجف نیز به همین ترتیب املاء می کرده است؛ اما به نظر می رسد چنین چیزی را نتوان صرفا از وجود چنین اسنادی استنباط کرد (نک: پیش از این).
در شماری از اسناد هم، عماد الدین طبری از ابو علی ابن الشیخ به عنوان واسطه روایت از امالی طوسی یاد می کند و این البته موارد زیادی را شامل می شود؛ مانند این مورد:
(ص 23): أخبرنا الشیخ المفید أبو علی الحسن بن محمد بن الحسن الطوسی ( رحمه الله ) فی جمادى الآخرة سنة عشرة (کذا: احتمالا احدی عشرة) وخمسمائة بمشهد مولانا أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ( علیه السلام ) ، قال : حدثنا الشیخ السعید الوالد ( رضی الله عنه ) قال : أخبرنا أبو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان ( رحمه الله ) ، قال : أخبرنا محمد بن إسماعیل ، قال : أخبرنا محمد بن الصلت ، قال : حدثنا أبو کدینة ، عن عطا ، عن سعید بن جبیر ، عن ...

شخص سومی که واسطه روایت او از امالی است، ابن شهریار الخازن است؛ اما از او عموما در کنار نام ابو علی ابن الشیخ یاد می کند. اصولا موارد زیادی در روایات بشارة المصطفی از امالی شیخ طوسی به صورت ترکیبی از نام هر سه استاد و یا دو تن از آنان با یکدیگر است:
نمونه:
(ص137-138): وأخبرنی بهذا الحدیث ( شیخی الامام ) أبو محمد الحسن بن بابویه وشیخی المفید أبو علی الحسن بن محمد الطوسی والشیخ أبو عبد الله محمد بن شهریار الخازن جمیعا ، عن الشیخ ( السعید ) أبی جعفر محمد بن الحسن الطوسی ( رحمهم الله ) ، عن الشیخ المفید أبی عبد الله محمد بن محمد بن النعمان ( رحمهم الله ) ، عن الشیخ الفقیه أبی جعفر محمد بن علی بن بابویه ( رحمه الله ) ، باسناده إلى آخر الخبر.
( ص 183 ): أخبرنا الشیخ المفید أبو علی الحسن بن محمد بن الحسن الطوسی ( رحمه الله ) فی شهر رمضان سنة إحدى عشرة وخمسمائة بقراءتی علیه فی مشهد مولانا أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ( علیه السلام ) ، وأخبرنا الشیخ الأمین أبو عبد الله محمد بن أحمد بن شهریار الخازن ، والشیخ الرئیس أبو محمد الحسن بن الحسین بن بابویه ( رحمه الله ) ، قالوا : أخبرنا الشیخ السعید أبو جعفر محمد بن الحسن بن علی الطوسی ( رحمه الله ) ، قال : أخبرنا الشیخ المفید أبو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان الحارثی ( رحمه الله ) ، قال : أخبرنی أبو القاسم جعفر بن محمد ، قال : حدثنا محمد بن یعقوب ، قال : حدثنا علی بن إبراهیم بن هاشم ، عن أبیه ، عن محمد بن عیسى ، عن یونس بن عبد الرحمان ، عن عمرو بن شمر ، عن جابر قال : ...
(ص 203): أخبرنا الشیخ الفقیه أبو محمد الحسن بن الحسین بن بابویه ( رحمه الله ) بالری وأبو علی الحسن بن محمد بن الحسن الطوسی ( رحمه الله ) بمشهد مولانا أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ( علیه السلام ) ، قال : أخبرنی الشیخ السعید أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسی ( رحمه الله ) ، قال : أخبرنا الشیخ أبو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان ، قال : أخبرنی أبو الحسن علی بن خالد المراغی ، قال : حدثنا أبو الحسن علی بن العباس ( قال : حدثنا جعفر بن محمد بن الحسین ) ، قال : حدثنا موسى بن زیاد ، عن یحیى بن یعلى ، عن أبى خالد الواسطی ، عن أبی هاشم الجولانی ، عن زاذان قال...
از مقایسه اسناد بشارة المصطفی می توان استنباط کرد که بر خلاف اولین استاد، ابو علی در روایت از امالی پدر که بسیار گسترده هم هست، عموما تاریخی ارائه نمی دهد و این به احتمال قوی به این دلیل بوده که او از روی نسخه بغدادی امالی پدرش برای عماد الدین روایت می کرده است (این امر خود مؤید تفسیر ما درباره وجود نسخه بغدادی است)؛ نسخه شاید محصول زمانی بود که خود ابو علی نیز در مجالس بغداد شرکت کرده بود؛ اما جالب اینکه تعبیر "املاء" هم در روایت ابو علی از پدرش دیده نمی شود. پس شاید محتملتر این است که او صرفا آن نسخه بغدادی را از پدر سماع و یا بر او قرائت کرده بود و نه آنکه در مجالس املای او شرکت کرده بود. کما اینکه همه این امور مؤید تفسیر ما از وجود نسخه ای بغدادی است. البته در زمان نجف، در مجالسی که نسخه بغدادی در مجالسی عرضه می شد و یا به شکل املاء شاید بخشهایی از آن به صورت کوچکتر باز املاء می شد، طبعا ابو علی هم حضور می یافت. به همین دلیل فی المثل در سند ذیل از تاریخی در نجف برای روایت از امالی یاد می شود: (ص 202 ): أخبرنا الشیخ الفقیه أبو علی الحسن بن محمد الطوسی ( رحمه الله ) فی شهر رمضان سنة إحدى عشرة وخمسمائة بقراءتی علیه فی مشهد مولانا أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ( علیه السلام ) ، وأخبرنی الشیخ الفقیه الأمین أبو عبد الله محمد بن أحمد بن شهریار الخازن قراءة علیه فی سنة أربع عشرة وخمسمائة ، قال (قالا) : حدثنا الشیخ السعید أبو جعفر محمد بن الحسن بن علی الطوسی ( رضی الله عنه ) بالغری على ساکنه السلام سنة ست وخمسین وأربعمائة ، قال : أخبرنا أبو عمر عبد الواحد بن محمد بن مهدی ، سنة عشرة وأربعمائة فی منزله ببغداد فی درب الزعفرانی رحبة بن مهدی ، قال : أخبرنا أبو العباس أحمد بن محمد بن سعید بن عبد الرحمان بن عقدة الحافظ (نیز نک: سند نقل شده در پایان مقاله).
به نظر می رسد که میان گونه های مختلف اسنادی که عماد الدین طبری به امالی شیخ طوسی در کتابش ارائه می دهد، ظاهرا باید تفکیکی نظام وار را قائل شد. او در برخی موارد تنها از یک طریق و گاه از دو طریق و گاه از هر سه طریق روایات امالی را نقل می کند و ظاهرا هر یک از این گونه ها ناظر به دلیلی خاص بوده است. شاید بتوان گفت که او تنها نسخه کامل را نزد ابو علی یافته بود و دو دیگر صرفا بخشهایی از امالی را که در مجالس تکرار شده نجف شنیده بودند به صورتی ناقص در اختیار داشتند و در دفاتر خود آن احادیثی را که در مجالس شنیده بودند، روایت می کردند. عماد الدین طبری پس از سفر به عراق، در نجف محضر ابو علی ابن الشیخ و نیز ابن شهریار الخازن را نیز درک می کند و در آنجا دیگر بار امالی شیخ طوسی را از محضر آنان و به ویژه ابو علی ابن الشیخ می شنود. از اسناد وی به خوبی بر می آید که او در نجف دست کم از محضر ابو علی ابن الشیخ نسخه "شاید کاملی" از امالی را دریافت می کند ؛ اما دقیقا معلوم نیست که نسبت آن امالی با دو بخش امالی کنونی چه بوده است.
از دیگر سو، همانطور که از مجالس بخش دوم بر می آید، شیخ طوسی در سالهای پایانی مجالس حدیث دیگری هم داشته که شاید آنها هم در نسخه بغدادی دیگری ریشه داشته که آن یک به دست ما نرسیده اما تکرار و باز املاء آنها به صورت بخش دوم امالی کنونی به دست ما رسیده است. البته آنچه از این قسمت دوم در اختیار ماست، کما اینکه گفتیم ناقص است و در منابع گاهی به موارد تازه ای از آن بر می خوریم؛ مانند:
المزار- محمد بن المشهدی ص 136
وحدثنا جماعة عن الشیخ المفید ابی علی الحسن بن علی الطوسی، وعن الشریف ابی الفضل المنتهى بن ابی زید بن کیابکی الحسینی ، وعن الشیخ الامین ابی عبد الله محمد بن شهریار الخازن ، وعن الشیخ الجلیل ابن شهر آشوب ، عن المقرئ عبد الجبار الرازی ، وکلهم یروون عن الشیخ ابی جعفر محمد بن الحسن بن علی الطوسی رضی الله عنه . قالوا : حدثنا الشیخ أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسی بالمشهد المقدس بالغری على صاحبه السلام ، فی شهر رمضان من سنة ثمان وخمسین واربعمائة ، قال : حدثنا الشیخ أبو عبد الله الحسین بن عبیدالله الغضائری ، قال : حدثنا أبو المفضل محمد بن عبیدالله السلمی (کذا: عبد الله الشیبانی). قالوا : وحدثنا الشیخ المفید أبو علی الحسن بن محمد الطوسی والشیخ الامین أبو عبد الله محمد بن احمد بن شهریار الخازن ، قالا جمیعا : حدثنا الشیخ أبو منصور محمد بن احمد بن عبد العزیز العکبری المعدل بها فی داره ببغداد سنة سبع وستین واربعمائة ، قال : حدثنا أبو المفضل محمد بن عبد الله الشیبانی ، قال : حدثنا محمد بن یزید بن ابی الازهر البوشنجی النحوی ، قال : حدثنا أبو الصباح محمد بن عبد الله ابن زید النهشلی ، قال : اخبرنی ابی ، قال : حدثنا الشریف زید بن جعفر العلوی ، قال : حدثنا محمد بن وهبان النبهانی ، قال : حدثنا أبو عبد الله الحسین بن علی بن سفیان البزوفری ، قال : حدثنا احمد بن ادریس ، عن محمد بن احمد العلوی ، قال : حدثنا محمد بن جمهور العمی ، عن الهیثم بن عبد الله الناقد ، عن بشار المکاری ، قال : دخلت على ابی عبد الله علیه السلام بالکوفة وقد قدم له طبق رطب طبرزد وهو یأکل فقال لی …
این روایت به مجلس رمضان 458 ق باز می گردد که در نسخه های چاپی الأمالی از آن اثری دیده نمی شود. همین روایت باز نام دیگری از راویان این مجالس را نشان می دهد.


 
ارسال نظر


* نام کامل:
* ایمیل:


صفحه وب:


* متن یادداشت:

کد امنیتی:
(لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


بزرگداشت شیخ طوسی
www.kateban.com -- copyright: 2006 © -- Kateban -- Powered by: ketabname.com 2006, Jan.