www.kateban.com
صفحه اصلی
درباره کاتبان
آرشیو یادداشت ها
آرشیو لینک های روزانه
کتابخانه کاتبان
فصل و وصل
گالری عکس
ثبت عضویت
ورود اعضا


از همه نویسندگان حلقه کاتبان درخواست میشود، در بخش لینک های روزانه از درج لینک هایی با موضوعاتی که خارج از حوزه فعالیت حلقه کاتبان است خودداری کنند. همچنین، چنانچه در این بخش، به معرفی صفحه خاصی در اینترنت می پردازند، آدرس همان صفحه را درج کنند، نه سایتی دیگر که بدان صفحه ارجاع داده است.

با سپاس از همه اصحاب کاتبان که در پویایی و پرباری این سایت تلاش میکنند.

مدیریت حلقه کاتبان




به استقبال کنگره بزرگداشت شهیدین (گفتاری از محمدتقی دانش پژوه درباره قواعد و فواید شهید اول)
محسن صادقی
(کشکول)
اجازات آقابزرگ تهرانی (1)
محسن صادقی
(کشکول)
مشعل حق
محمد آصف فكرت
(آن روزها)
The Culture of Letter-Writing in Pre-Modern Islamic Society
سید محسن موسوى
(کتابخانه کاتبان)
A Dictionary of English Manuscript Terminology 1450 to 2000
سید محسن موسوى
(کتابخانه کاتبان)
امیر علیشیر نوایی
محمد آصف فکرت
(گالری عکس)
یاد امیرعلیشیرنوایی دربدایع الوقایع
محمد آصف فكرت
(آن روزها)
يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (5)
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
شوخى با عنوان كتاب !
عبدالله غفرانی
(لطائف)
نوشته‌های بی‌مخاطب
دکتر مهدی فرهانی منفرد
(نجوا)
سهم سيد عبدالله شبّر در نزاع اخباری/اصولی (1)
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
ترمذ، سنگ گور حکیم ترمذی، از سده 14م.
عبدالله غفرانی
(گالری عکس)
ميراث مکتوب شيعی و شيوه های نقادی غير تاريخی
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
فوائدی از فهرست کتابخانه ملک
محمدکاظم رحمتی
(رحمتی)
يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (4)
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
شيخ صدوق و ابو العباس حسني
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
پاره ای محتمل از کتاب نقض المقنع ابو الحسين بصري، متکلم نامدار معتزلی
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
پاره هايی از کتابی منسوب به فضل بن شاذان نيشابوري
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (3)
حسن انصارى
(بررسی های تاریخی)
یک ارجاع کهن به کتاب القند
محمدکاظم رحمتی
(رحمتی)
RSS Feeds

کتاب جدید آقای امیرمعزی به نام "Revelation and Falsification" جدیدا منتشر شده است.
در صورت امکان خلاصه ای از محتوای کتاب را ارایه دهید.
با تشکر


ارسال شده در دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۴:۳۳ بعدازظهر
آقایان محترم ضمن تقدیر از نکته گیری صحیح شما در باره نکوداشت یکصدمین سال تولد جواد علی در ستون لینک های روزانه ، متأسفانه باید بگویم این اشکال به خود شما هم وارد است. آیا کامنت های زیر خبر خود را در همان ستون با تیتر \"مصاحبه راديو زمانه درباره کنفرانس مذهب شیعه در استراسبورگ \" دیده اید که به استثنای یک دو تا همه هتاکی و بی احترامی به شیعه است؟ آیا راضی هستید در اشاعه این هتاکی ها نقشی داشته باشید؟


ارسال شده در دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۹:۲۱ قبل‏ازظهر
مجدداً برای روشن تر شدن موضوع عرض می شود که فهرستهای استاد منزوی و هم فهرستهای شادروان استاد گلچین معانی، بر پایۀ موضوع دسته بندی و فهرست شده اند. به این معنی که به آسانی بخش علوم طبیعی را می گشایید و به بررسی و انتخاب آغاز می کنید و به مراجعه به آثار و پزوهش ادامه می دهید. موفق باشید.ـ


ارسال شده در يكشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۸۷ ساعت ۸:۱۷ بعدازظهر

* نام کامل:
* ایمیل:


صفحه وب:

محل سکونت:


* نظر:

کد امنیتی:
(لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


پربیننده ترین وبلاگ ها:
بررسی های تاریخی
آن روزها
نجوا
تذكره

پرخواننده ترین یادداشت های ماه:
يک دوره مختصر تاريخ علم کلام در اسلام (5) (بررسی های تاریخی)
یاد امیرعلیشیرنوایی دربدایع الوقایع (آن روزها)
مشعل حق (آن روزها)
اجازات آقابزرگ تهرانی (1) (کشکول)
به استقبال کنگره بزرگداشت شهیدین (گفتاری از محمدتقی دانش پژوه درباره قواعد و فواید شهید اول) (کشکول)

بزرگداشت شیخ طوسی
منهج الطوسی فی تفسیر القرآن (3)
سماحة العلّامه الشیخ محمد حسن آل یاسین


و نعود الآن بعد هذه الجولة السریعة فی مناهج التفسیر الی شیخنا ابی جعفر محمد بن الحسن الطوسی المتوفی سنة 460هـ. لنتعرف بالخطوط الأساسیة للمنهج الذی سار علیه فی کتابه الضخم الکبیر «التبیان فی تفسیر القرآن»(1)، و لنعرف - من ثمّ- مدی تأثره بالمناهج التی سبقته، و مدی ما حفل به منهجه المختار من معالم التجدید و التطویر و الإبداع.
و تفسیر «التبیان» تفسیر قیم من تفاسیر المسلمین، وقد تضمن من کنوز العلم و المعرفة ما یجعله احدی القمم الشامخة بین الکتب المعنیة بالقرآن. و لیس ذلک غریبا او محتاجا للاستدلال مادام مؤلفه - کما نعرف - علما من اعلام الدین و شیخا من شیوخ الإسلام و قیما من قوام الشریعة و خفظتها الأمناء المخلصین.
و لعل الشیخ ابا علی الفضل لن الحسن الطبرسی المتوفی سنة 548هـ. مؤلف کتاب «مجمع البیان فی تفسیر القرآن» خیر من عرف حق هذا الرجل، و اول من اعترف بفضله و اهمیة کتابه، فقال فی جملة ما قال:
«انه الکتاب الذی یُقتبس منه ضیاء الحق، و یلوح علیه رواء الصدق قد تضمن من المعانی الأسرار البدیعة، و احتضن من الألفاظ اللغة الوسیعة، ولم یقنع بتدوینها دون تبیینها، و لا تنمیقها دون تحقیقها. و هو القدوة استضیء بانواره و اطأ مواقع آثاره»(2).
وقبل الدخول فی صلب الحدیث عن منهج الطوسی یجدر بنا ان نستعرض النصوص التالیة المقتبسة من مقدمة «التبیان» لنسعین بها علی وضوح الرؤیة و تحدید النتائج.
یقول الطوسی فی بیان الأسباب التی حملته علی تألیف الکتاب:
«فوجدت من شرع فی تفسیر القرآن من علماء الأمة، بین مطیل فی جمیع معانیه و استیعاب ما قیل فیه من فنونه کالطبری و غیره، و بین مقصّر اقتصر علی ذکر غریبه و معانی الفاظه. و سلک الباقون المتوسطون فی ذلک مسلک ما قویت فیه منّتهم و ترکوا مالا معرفة لهم به، فانّ الزجاج و الفراء و من اشبههما من النحویین افرغوا وسعهم فیما یتعلق بالأعراب و التصریف، و مفضل بن سلمة و غیره استکثروا من علم اللغة و اشتاق الألفاظ، و المتکلمین کابی علی الجبائی و غیره صرفوا همتهم الی ما یتعلق بالمعانی الکلامیة، و منهم من اضاف الی ذلک، الکلام فی فنون علمه، فادخل فیه ما لا یلیق به من بسط فروع الفقه واختلاف الفقهاء کالبلخی و غیره. و اصلح من سلک فی ذلک مسلکا جمیلا مقتصدا محمد بن بحر ابو مسلم الأصبهانی و علی بن عیسی الرمانی، فان کتابیهما اصلح ما صنف فی هذا المعنی، غیر انهما اطالا الخطب فیه و اوردا فیه کثیرا مما لا یُحتاج الیه».
«و سمعت جماعة من اصحابنا قدیما و حدیثا یرغبون فی کتاب مقتصد یجتمع علی جمیع فنون علم القرآن، من القراءة و المعانی و الاعراب، و الکلام علی المتشابه، و الجواب عن مطاعن الملحدین فیه و انواع المبطلین کلمجبرة و المشبهة و المجسمة و غیرهم، و ذکر ما یختص به اصحابنا من الاستدلال بمواضع کثیرة منه علی صحّة مذاهبهم فی اصول الدیانات و فروعها»(3).
و یقول بعد ذلک:
«ان معانی القرآن علی اربعة اقسام:
احدها - ما اختص الله تعالی بالعلم به، فلا یوجز لأحد تکلف القول فیه و لا تعاطی معرفته و ذلک مثل قوله تعالی: (یسألونک عن الساعة ایان مرساها قل: انما علمها عند ربی)... الخ.
و ثانیها - ما کان ظاهره مطابقا لمعناه، فکل من عرف اللغة التی خوطب بها عرف معناها مثل قوله تعالی: (و لا تقتلوا النفس التی حرّم الله الا بالحق) و مثل قوله تعالی: (قل هو الله احد)... الخ.
و ثالثها - ما هو مجمل لا ینبیء ظاهره عن المراد به مفصلا، مثل قوله تعالی: (اقیموا الصلوة و آتوا الزکاة) و مثل قوله: (ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا) و قوله: (و آتوا حقَّه یوم حصاده) و قوله: (و فی اموالهم حق معلوم) و ما اشبه ذلک. فان تفصیل اعداد الصلاة و عدد رکعاتها و تفصیل مناسک الحج و شروطه، و مقادیر النصاب فی الزکاة، لا یمکن استخراجه الا ببیان النبی (ص)... الخ.
و رابعها - ما کان اللفظ مشترکا بین معنیین فما زاد عنهما و یمکن ان یکون کل واحد منهما مرادا فانه لا ینبغی ان یقدم احد به فیقول: ان مراد الله فیه بعض ما یحتمل الا بقول نبی او امام معصوم، بل ینبغی ان یقول: ان الظاهر یحتمل لامور، و کل واحد یجوز ان یکون مرادا علی التفصیل، و الله اعلم بما اراد. و متی کان اللفظ مشترکا بین شیئین او مازاد علیهما، و دل الدلیل علی انّه لا یجوز ان یرید الا وجها واحدا جاز ان یقال: انه هو المراد»(4).
ثم یقول فی توضیح منهجه:
«ولا ینبغی لأحد ان ینظر فی تفسیر آیة لا ینبیء ظاهرها عن المراد تفصیلا او یقلّد احدا من المفسرین، الا ان یکون التأویل مجمعا علیه، فیجب اتباعه لمکان الإجماع لأن من المفسرین من حمدت طرائقه و مدحت مذاهبه کابن عباس و الحسن و قتادة و مجاهد و غیرهم. و منهم من ذُمّت مذاهبه کابی صالح و السدی و الکلبی و غیرهم، هذا فی الطبقة الاولی. واما المتآخرون فکل واحد منهم نصر مذهبه و تأول علی ما یطابق اصله، و لا یجوز لأحد ان یقلّد احدا منهم، بل یبنغی ان یرجع الی الأدلة الصحیحة اما العقلیة او شرعیة، من اجماع علیه، او نقل متواتر به عمن یجب اتباع قوله. و لا یقبل فی ذلک خبر واحد، خاصّة اذا کان مما طریقه العلم».
«ومتی کان التأویل یحتاج الی شاهد من اللغة، فلا یقبل من الشاهد الا ما کان معلوما بین اهل اللغة شائعا بینهم. و اما طریقة الآحاد من الرویات الشاردة و الألفاظ النادرة فانه لا یقطع بذلک ولا یجعل شاهدا علی کتاب الله، و ینبغی ان یتوقف فیه و یذکر ما یحتمله و لا یقطع علی المراد منه بعینه، فانه متی قطع بالمراد کان مخطئا و ان اصاب الحق»(5).
و یقول عند ما یستشهد بالشعر علی شرح مفردات القرآن و اسلوبه:
«و لو لا عناد الملحدین و تعجرفهم لما احتیج الی الاحتجاج بالشعر و غیره للشیء المشتبه فی القرآن، لأن غایة ذلک ان یستشهد علیه ببیت شعر جاهلی، او لفظ منقول عن بعض الاعراب، او مثل سائر عن بعض اهل البادیة. و لا تکون منزلة النبی (ص) - و حاشاه من ذلک - اقل من منزلة واحد من هؤلاء و لا ینقص عن ربتة النابغة الجعدی و کعب بن زهیر و غیرهم. و من طرائف الأمور ان المخالف اذا اورد علیه شعر من ذکرناه و من هو دونهم سکنت نفسه و اطمأن قلبه. و هو لا یرضی بقول محمد بن عبدالله بن عبد المطلب، و مهما شک الناس فی نبوته فلا مریة فی نسبه و فصاحته، فانه نشأ بین قومه الذین هم الغای القصوی فی الفصاحة و یرجع الیهم فی معرفة اللغة. و لو کان المشرکون من قریش و غیرهم وجدوا متعلّقا علیه فی اللحن و الغلط و المناقضة لتعلقوا به و جعلوه حجة و ذریعة الی اطفاء نوره و ابطال امره و استغنوا بذلک عن تکلف ما تکلفوه من المشاق فی بذل النفوس و الأموال ... و کیف یجوز ان یحتج بشعر الشعراء علیه و لا یجوز ان یحتج بقوله علیهم و هل هذا الا عناد محض و عصبیّة صرف؟!»(6).
انّ استعراض النصوص السالفة یوضح لنا الأسس الرئیسة لمنهج الطوسی فی التفسیر، و یحدد - بجلأ- معالم ذلک المنهج و خطوطه العریضة.
و یأتی فی مقدمة تلک المعالم و الخطوط قیام هذا المنهج علی «الأدلّة الصحیحة: اما العقلیّة او الشرعیّة» دون الإتباع المطلق و التقلید الاعمی للمفسرین السابقین. و تبرز الأدلّة العقلیّة هنا لأول مرة لتحتلّ مکانها الطبیعی الأصیل، بعد ان کان النقل فی مناهج المفسرین القدامی هو الدلیل الأوحد، و لیس من دلیل غیره.
و علی الرغم من الدور الکبیر الذی یلعبه النقل فی هذا الکتاب، فانّه یعنی النقل القائم علی النقد و المحاکمة و الترجیح، و لذلک اشترط فی قبوله قیام «اجماع علیه» او انه «نقل متواتر به عمّن یجب اتباع قوله، و لا یقبل فی ذلک خبر واحد» لأن فی المفسرین «من ذمّت مذاهبه کأبی صالح و السُّدی و الکلبی و غیرهم»، و لذلک کان لابد للنقل المعتبر فی منهج الطوسی ان یدعمه الإجماع او التواتر بشروطهما المقررة.
و حتی ذلک البَعظ من رواة التفسیر ممن «حُمدت طرائقه و مُدحت مذاهبه کإبن عباس و الحسن و قتادة و مجاهد و غیرهم» لم یتلقّ الطوسی سائر ما روی عنهم بالقبول و لم یجد ما یبرر الأنسیاق مع سائر مرویاتهم علی کل حال.
و انطلاقا من هذه الأسس رفض الطوسی کثیرا من روایات الطبقة الأولی من المفسرین، و ابان جوانب الخطأ و الضعف فیها، و کان من جملة اولئک ابان خطدهم و رفض بعضا من روایاتهم: مجاهد(7)، و ابن جریج(8)، و عکرمة(9)، و السدی(10)، و عطاء(11)، و ابن کیسان(12)، و الحسن(13) و ابن اسحاق(14). و وقف من نقول ابن عباس موقف التردد فی بعظ الأحیان(15). کما رفض فی احیان اخری بعض الآراء علی الرغم من ورود «روایات کثیرة من جهة الخاصّة و العامة» فیها، لأن «طریقها الآحاد لا توجب علما و لا عملا، و الأولی الإعراض عنها»(16).
و اذا کان موقف الطوسی من اقوال الطبقة الأولی علی هذا النحو من الدقة و الحزم و الموضوعیة فان موقفه من اقوال المفسرین المتأخرین ممن تلا الطبقة الأولی کان کذلک بل اکثر من ذلک، لأن «کل واحد منهم نصر مذهبه، و تأوّل علی ما یطابق اصله، و لا یجوز لأحد ان یقلد احدا منهم»، و لذلک نجده یرفض من آرائهم ما یستأهل الرفض و یناقش فی اقوالهم ما اقتضی الأمر المناقشة، کما فعل مع الطبری(17)و الجبائی(18) و البلخی(19) و الرّمّانی(20).
و هکذا یصبح للنقل لدی الطوسی حدود ثابتة قائمة علی الاجماع او التواتر، دون ما کان طریقة الآحاد، و دون الشعور بضرورة السیر وراء نقول التفسیر فی کل الفروض.

و هذا الجانب احد جوانب التّطویر الرئیسة فی المنهج الطوسی

اما العقل فکان له هو الآخر دور کبیر ایضا فی هذا المنهج، و قد اعتمد علیه الطوسی - کل الإعتماد - فی شرح معانی القرآن و اهدافه، و فی الرد علی مقالات الفرق و المذاهب المخالفة لوجهة نظره، و فی الدفاع عن الطائفته الشیعة الإمامیة و دحض ما اورد علیهم من شبهات و نقود(21). و لم یکن یستطیع - لو لا هذا الإستناد الکبیر علی العقل - ان یقوم بهذه المهمّة علی هذا النحو من الشّمول و العمق و البرهنة السلیمة الموفّقة. و حسبنا ان نراجع المناذج التالیة من ردوده لیتجلی لنا دور العقل فی هذا المنهج علی حقیقته الناصعة و واقعه المشرق:
الرد علی اهل الوعید (7/448). الرد علی التناسخیة (4/129). الرد علی الحشویة (7/243). الرد علی الخوارج (10/366). الرد علی الغلاة (5/93). الرد علی المجبّرة (1/30). الرد علی المجسمة (2/310). الرد علی المرجئة (7/449). الرد علی المشبّهة (4/113). الرد علی المعتزلة (2/418). الرد علی المفوّضة (2/216)(22).
و لعل ابرز ما یثیر الاعجاب و التقدیر و یوضح ما اشرنا الیه من هیمنة العقل علی منهج الطوسی ان نقرأ تصریح الشیخ - و هو فی قرنه الخامس الهجری - بعدم رفضة لفکرة کرویّة الأرض، وفی ذلک یقول:
«و استدلّ ابو علی الجبائی بهذه الآیة -22/البقرة - علی انّ الأرض بسیطة لیست کرة کما یقول المنجمون و البلخی، بأن قال: جعلها فراشا، و الفراش: البساط، بسط الله تعالی ایاها، و الکرة لا تکون مبسوطة. قال - ای الجبائی - : و العقل یدل ایضا علی بطلان قولهم، لأن الأرض لا یجوز ان تکون کرویة مع کون البحار فیها، لأن الماء لا یستقر الا فیما له جنبان متساویان ... فلو کانت له ناحیة فی البحر مستعلیة علی الناحیة الأخری لصار الماء من الناحیة المرتفعة الی الناحیة المنخفضة».
ثمّ یقول الشیخ معلقّا علی ذلک:
«و هذا لا یدل علی ما قاله، لأن قول من قال: الأرض کرویة، معناه انّ لجمیعها شکل الکرة»(23).
و من الشواهد البارزة علی دور العقل فی هذا المنهج عدم استبعاد الطوسی لفکرة کون السحاب ناشئا من بخار الأرض، و فی ذلک یقول:
«فان قیل: هل السّحاب بخارات تصعد من الأرض؟ قلنا: ذلک جائز لا یقطع به، و لا مانع ایضا من صحّـته من دلیل عقل و لا سمع»(24).
و من تلک الشواهد ایضا رفضه لفکرة کون السماوات غیر الأفلاک، و فی هذا الصدد یقول:
«قال الرمانی: السماوات غیر الأفلاک، لأن الأفلاک تتحرک و تدور و اما السماوات فلا تتحرک و لا تدور، لقوله تعالی: «انّ الله یمسک السماوات و الأرض ان تزولا». و هذا لیس بصحیح، لأنه لا یمتنع ان تکون السماوات هی الأفلاک و ان کانت متحرکة، لأن قوله: (یمسک السماوت و الأرض ان تزولا)، معناه لا تزول عن مراکزها التی تدور علیها»(25).
و هذا السلوک العقلی بهذا العمق و التجرد و الإنفتاح جانب آخر من جوانب التطویر الأساسیة فی منهج الطوسی.
ثم یأتی بعد ذلک دور الجانب الثالث من جوانب المنهج، و هو جانب اللغة و النحو و الإشتقاق و ما یرتبط به من بحث القراءات المختلفة و ترجیح بعضها علی بعض، و لذلک کله میدان واسع فی تفسیر الطوسی. وقد رجع الشیخ الی آراء الأعلام البارزین فی هذه الصناعات، و اطلع علی مؤلفاتهم المعنیة بالقرآن، و سرد اقوالهم بالتفصیل.
و کان من جملة من رجع الیه فی شؤون اللغة و الإشتقاق و النحو:
سیبویه. الخلیل. صاحب کتاب العین - و لم یسمّه -. ابو عمرو. الکسائی. قطرب. الفراء. الأخفش. ابو زید. ابو عبیدة. الأصمعی. ثعلب. ابن الاعرابی. المبرد. الزجاج. ابن درید. الازهری. ابو علی الفارسی. و اضرابهم.
و لکن الطوسی اذ یروی عن هؤلاء آراءهم فی الإشتقاق و النحو و اللغة فانّه لا یلتزم بها الا بعد غربلة و تمحیص، و قد یردّ بعضها لرجحان رأی آخر کما فعل مع الکسائی(26) و الفراء(27) و ابی عبیدة(28).
و رجع فی القراءات الی کل القرّاء المشهورین امثال:
عاصم. الکسائی. خلف. حمزة. یعقوب. الأعمش. نافع. حفص. و اضرابهم.
ولکنه لم یذعن لکل قول قالوه، بل اختار ما رجع لدیه الأخذ به و رفض ما سواه، کما فعل مع اُبّی(29) و عبد الله(30) و ابن اسحاق(31).
و بعد:
فهذه لمحات خاطفة عنیت بتسجیل الجوانب الأساسیة لمنهج الشیخ الطوسی فی تفسیره، مقارنا بالمنهج الذی سار علیه المفسرون القدامی و فی مقدمتهم الطبری صاحب المدرسة المعروفة فی هذا الفن. وقد اتضح من خلالها انّ الطوسی قد تأثر بمنهج الطبری و استفاد من تفسیره، بدون تقلید اعمی و بلا تبعیّة ببغائیّة. و بذلک کان هذا التأثّر علمیا قائما علی الموضوعیة و السعی وراء الحقیقة.
و استطاع الطوسی بعلمه و عمقه - و علی الرغم من هذا الـتأثر - ان یقوم بعملیّة تطویر واضحة المعالم فی المنهج الذی اختطّه لکتابه، حیث اقام التفسیر علی دعامتی العقل و النقل، بعد ان کان قائما علی دعامة النقل وحده کما مر.
و کان الاستعماله للعقل مثیرا للاعجاب الی ابعد الحدود، حیث استطاع ان یتخلص من کل الرواسب الذهنیّة التی کان یعجّ بها عصره، و یتجرد من کل اسباب العبودیّة للافکار السائدة یومذاک مما کان یعتبر الخروج علیها ضربا من الزندقة و المروق عن الدین.
و لا ادعی - و انا اختم هذا الحدیث - انی قد استوعبت الموضوع دراسة و بحثا و استقصاءا فذلک ما یحتاج الی کتاب ضخم و مجال کبیر. و حسبی من کل جهدی ان اسلّط بعض الضوء علی منهج الطوسی فی التفسیر و ان یحالفنی بعض التوفیق فی هذا المجال.
سدّد الله خطی المسلمین و اخذ بیدهم لما فیه خیر حاضرهم و عزّ مستقبلهم انه سمیع مجیب.
و آخر دعوانا ان الحمد الله رب العالمین.
___________________________

1ـ الّف الشیخ الطوسی تفسیر «التبیان» ایام سکناه فی بغداد، و یظهر من ترحّمه فی مقدمة کتابه (1/3) علی استاذه الشریف المرتضی علی بن الحسین انه قد الف التفسیر فیما بین عامی 436ـ448هـ. علی وجه التحدید.
2ـ مجمع البیان ـ 1/10
3ـ التبیان ـ 1/1ـ2
4ـ التبیان ـ 1/5ـ6
5ـ التبیان ـ 1/6ـ7
6ـ التبیان ـ 1/16
7ـ التبیان ـ 3/519
8ـ التبیان ـ 1/104ـ105
9ـ التبیان ـ 8/340
10ـ التبیان ـ 1/354
11ـ التبیان ـ 1/29
12ـ التبیان ـ 1/27
13ـ التبیان ـ 6/498
14ـ التبیان ـ 1/435
15ـ التبیان ـ 1/60 و 230
16ـ التبیان ـ 1/ 3
17ـ التبیان ـ 1/60 و 233 و 416 و 488و مواضع اخری من الکتاب.
18ـ التبیان ـ 1/102و مواضع اخری.
19ـ التبیان ـ 1/13ـ14 و 255 و مواضع اخری.
20ـ التبیان ـ 1/125 و 151ـ153 و393و مواضع اخری.
21ـ التبیان ـ 1/13ـ14 و 255 و 2/292 و 418 و 5/48 و مواضع اخری.
22ـ لقد تعرض الطوسی للرد علی هذه الفرق و المذاهب فی کل اجزاء الکتاب، و اکتفینا هنا بالتنبیه علی هذه الموضوع لغرض التمثیل و الإشارة.
23ـ التبیان ـ 1/102ـ103
24ـ التبیان ـ 2/58
25ـ التبیان ـ 1/125
26ـ التبیان ـ 1/140
27ـ التبیان ـ 1/104 و 229
28ـ التبیان ـ 1/128ـ129
29ـ التبیان ـ 1/437
30ـ التبیان ـ 1/437
31ـ التبیان ـ 1/435


 
ارسال نظر


* نام کامل:
* ایمیل:


صفحه وب:


* متن یادداشت:

کد امنیتی:
(لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


بزرگداشت شیخ طوسی
www.kateban.com -- copyright: 2006 © -- Kateban -- Powered by: ketabname.com 2006, Jan.