حلقۀ کاتبان:
کاتبان، حلقۀ نویسندگانی است كه چشم به میراث عزیز کهن اسلامی و ایرانی دوخته‌اند و هر یک به سهم خود، به موضوعی می‌پردازند كه بتواند گوشه‌ای از شکوه و عظمت این میراث ارزشمند را تبیین کند.
حلقۀ کاتبان آداب خویش را از لابلای نقوش تذهیب و نگاره‌های نسخ خطی، از مطاوی دستنویس‌های بزرگانی كه با هنر متعالی، آثاری در خورِ کمال انسانی خویش آفریده‌اند، برگرفته است و از قید قانون و ضابطه‌های ارباب نگارش و قلمفرسایی آزاد است.
حلقۀ کاتبان، مجموعه روزنوشت‌هایی است در باب نسخ خطی، تراجم، تاريخ علم و معرفت و یاد و یادبود بزرگان.



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

مجتهدی به جویا جهانبخش
۲۴ شهريور
آفرین بر این بصیرت
زنده باشی
سماواتی به جویا جهانبخش
۲۲ شهريور
سلام مجدد. در اینکه بسیاری مجعولات از جمله همین حکایت ریشه ای داشته که بعدها شاخ و برگ داده شده من هم موافقم. مانند داستان عروسی قاسم که از تازه داماد کربلا حسن مثنی اقتباس شده است.
اما آنچه باعث شد نظر قبلی داده شود آن بود که اگر دو تا به میخ کوفته اید یکی هم به نعل بزنید تا نوشتار شما خدای ناکرده دستاویز عوام الناس برای آن حکایت آنچنانی نباشد که کهنترین منبع آن گویا مناقب ابن شهر آشوب به نقل از مقتل منسوب به ابی مخنف است.
در هر حال از صبر و حلمتان در بازتاب نقد سپاسگزارم.
پاسُخ:
سلامٌ عَلَیکُم
وَفَّقَکُمُ الله لکلِّ خَیر
سماواتی به جویا جهانبخش
۲۱ شهريور
با سلام. باید از طرفداران این حکایت پرسید در آن موقعیت چه کسی چنین صحنه ای را دیده که آن را نقل کند؟!!
اصل حکایت را گویا مجلسی در بحارالانوار از منبعی نامعتبر نقل کرده است. و اگر بنا باشد با تشبیهات شاعرانه و زبان خیالی شعر اصل و اساسی برای این قبیل حکایات تراشید که خیلی از مجعولات را باید پذیرفت.
بنده آنچه از شعر می فهمم این است که حضرت عباس که خود تشنه بود رفت برای امام آب بیاورد و در این راه قربانی شد. اما تطبیق آن داستان یعنی دم رود رفتن و آب برداشتن و یاد آمدن و آب ریختن با این بیت از متن بیت برنمی آید و جز با تفسیر میسر نمی شود.

پاسُخ:
سَلامٌ عَلَیکُم
نَه این یادداشت دَر توثیقِ سَراپایِ آن حِکایَت است؛ نَه فَهمِ شُما از عِبارَتِ عَرَبیِ شِعر صَحیح است؛ نَه آنچه دَر شِعر موردِ اِستِنادِ بَنده بوده به «تشبیهات شاعرانه و زبان خیالی شعر» رَبطی دارَد.
یادداشتِ بَنده دَر تَبْیینِ ریشۀ قَدیمِ أَصلِ حِکایَتِ إیثارِ حَضرَتِ أَبوالفَضْل ـ عَلَیْهِ السَّلام ـ است دَر بابِ «آب»؛ آن هَم إیثارِ آب نِسبَت به سالارِ شَهیدان ـ سَلامُ الله عَلَیْه. این مَضمونِ عَریق و عَتیق، بظاهِر دَر ضمنِ حِکایَت یا حِکایَتهائی دَر منابعی ناموثوق بازپَردازی شُده است؛ لیک فارغ از شاخ و برگهایِ سپَسین، أَصلِ آن ریشه‌دار است. هَمین!
یادداشت، موجود است و مُراجعۀ دوباره، مُمکِن.
هومن به جویا جهانبخش
۵ شهريور
سلام عليكم
نظرِ شريفِ جناب عالي راجع به كتاب " فواكه البساتين " تأليف ميزراي طهراني چيست ؟
آيا اين كتاب را براي مطالعه مناسب مي دانيد يا به نظرتان فقط يك " كنّاشة الفوائد " است ؟
أفيدونا أفادكم الله
پاسخ:
سلام علیکم
من کتاب یادشده را، در کتابفروشی دیده و تنها تَصَفُّحی إِجمالی کرده‌ام و با این پایه از وُقوف بی‌گُمان صلاحیت إِظهارِ نَظَرِ دَقیق دربارۀ آن نَدارَم .
پیروز باشید!
علی مردان خان ولد عباس قلی خان به جویا جهانبخش
۴ شهريور
اما ابن حجر عسقلانى در فتح البارى آن را به «بعض الحکماء» نسبت می دهد:
وقد قال بعض الحکماء النساء شر کلهن واشر ما فیهن عدم الاستغناء عنهن
(العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۹، ص۱۳۸، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت).
و همچنین مبارکفورى در تحفه الأحوذى:
وقد قال بعض الحکماء النساء شر کلهن وأشر ما فیهن عدم الاستغناء عنهن
(المبارکفوری، أبو العلا محمد عبد الرحمن بن عبد الرحیم (متوفاى۱۳۵۳هـ) ، تحفه الأحوذی بشرح جامع الترمذی ، ج۸، ص۵۳، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت).
و ابوالفتح الأبشیهى در مستطرف:
وقال حکیم: النساء شر کلهن وشر ما فیهن قله الاستغناء عنهن
(الأبشیهی، أبو الفتح شهاب الدین محمد بن أحمد (متوفاى۸۵۰هـ) ، المستطرف فی کل فن مستظرف ، ج۲، ص۴۹۳، تحقیق : مفید محمد قمیحه ، ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت ، الطبعه : الثانیه ، ۱۴۰۶هـ ـ ۱۹۸۶م).
نتیجه عرض حقیر آن است که این قول از امثال سائره و حِکَم دائره علی الالسن است .امّا تشخیص قائله فالله اعلم بحقائق الامور.
علی مردان خان ولد عباس قلی خان به جویا جهانبخش
۴ شهريور
و التمثیل والمحاضره او:
المأمون: النساء شرٌ کلهن، وشر ما فیهن قله الاستغناء عنهن.
(الثعالبی، عبد الملک بن محمد بن إسماعیل أبو منصور(المتوفى : ۴۲۹هـ)، التمثیل والمحاضره ج۱، ص۴۹، طبق برنامه الجامع الکبیر ).
و ابن أبى الحدید در شرح نهج البلاغه:
ومن کلام عبد الله المأمون : إنهن شر کلهن ، وشر ما فیهن ألاّ غنىً عنهن .
(إبن أبی‌الحدید المدائنی المعتزلی، ابوحامد عز الدین بن هبه الله بن محمد بن محمد (متوفاى۶۵۵ هـ)، شرح نهج البلاغه، ج۱۸، ص۹۶، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۸م).
علی مردان خان ولد عباس قلی خان به جویا جهانبخش
۴ شهريور
جست و جوی ناقص در اینترنت نشان می دهد که در میان اهل سنت این جمله منسوب به مأمون عباسى است پس ممکن است گوینده این جمله مأمون عباسى باشد و چون او نیز خود را أمیر المؤمنین مى‌خوانده شریف رضى گفته او را با سخن امام اشتباه گرفته و در نهج البلاغه نقل کرده است :
قال المأمون: النساء شر کلهن، وشر ما فیهن قله الاستغناء عنهن
(ابن عبد البر النمری القرطبی المالکی، ابوعمر یوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى ۴۶۳هـ)، بهجه المجالس وأنس المجالس ، القسم الثانی، ص۴۵، تحقیق : محمد مرسی الخوئی ، ناشر: دار الکتب العلمیه ـ بیروت ، الطبعه : الثانیه، ۱۴۰۲هـ ـ۱۹۸۱م).
و ابومنصور ثعالبى در کتاب الإعجاز والإیجاز در ضمن کلمات مأمون عباسى:
وقوله: «النساء شر کلهن ومن شر ما فیهن قله الاستغناء عنهن» .
(الثعالبی، ابومنصور عبد الملک عبد الملک بن محمد بن إسماعیل (متوفاى۴۲۹هـ)، الإعجاز والإیجاز، ج۱، ص۸۲ ، ناشر: دار الغصون – بیروت / لبنان – ۱۴۰۵هـ – ۱۹۸۵م، الطبعه: الثالثه).
علی مردان خان ولد عباس قلی خان به جویا جهانبخش
۴ شهريور
عریضه حقیر در چند بخش:
مضمونی را که نقل فرمودید قریب است به آن چه راغب اصفهانى و ابومنصور آبى به رسول خدا نسبت داده اند (عفا الله عنهما فجلّ مقام سیّد الکونین عن التفوه بمثل هذا السخف):
وقال : النساء شر کلهن وشر ما فیهن قله الاستغناء عنهن
(راغب الأصفهانی، ابوالقاسم الحسین بن محمد بن المفضل، محاضرات الأدباء ومحاورات الشعراء والبلغاء، ج۲، ص۲۳۹ ، تحقیق: عمر الطباع، ناشر: دار القلم – بیروت – ۱۴۲۰هـ- ۱۹۹۹م.
ابوسعد منصور بن الحسین الآبی (متوفاى۴۲۱هـ)، نثر الدر فی المحاضرات، ج۱، ص۱۳۴ ، تحقیق: خالد عبد الغنی محفوط، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت /لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۴هـ – ۲۰۰۴م).
و شریف رضی در نهج البلاغه، حکمت شماره ۲۳۸ به امام علی نسبت داده است :
الْمَرْأَهُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِیهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا
و تبعه الزمخشرى فی ربیع الأبرار، ج۱، ص۴۶۴ (طبق برنامه الجامع الکبیر) باختلاف یسیر:
علی بن أبی طالب علیه السلام: النساء شر کلهن، وشر ما فیهن قله الإستغناء عنهن.