حلقۀ کاتبان:
کاتبان، حلقۀ نویسندگانی است كه چشم به میراث عزیز کهن اسلامی و ایرانی دوخته‌اند و هر یک به سهم خود، به موضوعی می‌پردازند كه بتواند گوشه‌ای از شکوه و عظمت این میراث ارزشمند را تبیین کند.
حلقۀ کاتبان آداب خویش را از لابلای نقوش تذهیب و نگاره‌های نسخ خطی، از مطاوی دستنویس‌های بزرگانی كه با هنر متعالی، آثاری در خورِ کمال انسانی خویش آفریده‌اند، برگرفته است و از قید قانون و ضابطه‌های ارباب نگارش و قلمفرسایی آزاد است.
حلقۀ کاتبان، مجموعه روزنوشت‌هایی است در باب نسخ خطی، تراجم، تاريخ علم و معرفت و یاد و یادبود بزرگان.



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

مریم ایزدپناه به احمد خامه‌یار
۱۴ آبان
سلام کسی میدونه در اول مربوط به چه بنایی بوده

پاسخ:
سلام. در شناسنامه توضیحات اثر در سایت موزه، اطلاعی در این باره ارائه نشده.
میلاد نوری به فاطمه قاضیها
۱۸ مهر
بسیار از خواندن این نوشته لذت بردم و دوست داشتم باز هم ادامه داشته باشد. جزییات زیادی داشت که خواندن آنها لذت بخش بود. انشالله قلمتان همیشه روان باشد.

با سلام و درود. خوشحالم از اینکه مورد توجه قرار گرفت. پاینده باشید
بنده خدا به جویا جهانبخش
۱۷ مهر
با سلام خدمت فاضل ارجمند. گمان می کنم واژهٔ خودساختهٔ(مقالتک)! در ابتدای این گفتار چندان صحیح و شایسته استفاده در زبان فارسی نباشد.
پاسخ:
سلام و سپاس از اظهارنظر شما.
یوسفی به حسن انصارى
۱۷ مهر
سلام، عنوان مقاله ای که اشاره کرده اید چه بوده است؟
یوسفی به حسن انصارى
۱۴ مهر
سلام،
با تشکر از مطلب بسیار مفید و ارزنده تان، آیا این مطالب را در هیچ مقاله ای در نشریه ای منتشر نموده اید؟
متشکرم
مجتهدی به جویا جهانبخش
۲۴ شهريور
آفرین بر این بصیرت
زنده باشی
سماواتی به جویا جهانبخش
۲۲ شهريور
سلام مجدد. در اینکه بسیاری مجعولات از جمله همین حکایت ریشه ای داشته که بعدها شاخ و برگ داده شده من هم موافقم. مانند داستان عروسی قاسم که از تازه داماد کربلا حسن مثنی اقتباس شده است.
اما آنچه باعث شد نظر قبلی داده شود آن بود که اگر دو تا به میخ کوفته اید یکی هم به نعل بزنید تا نوشتار شما خدای ناکرده دستاویز عوام الناس برای آن حکایت آنچنانی نباشد که کهنترین منبع آن گویا مناقب ابن شهر آشوب به نقل از مقتل منسوب به ابی مخنف است.
در هر حال از صبر و حلمتان در بازتاب نقد سپاسگزارم.
پاسُخ:
سلامٌ عَلَیکُم
وَفَّقَکُمُ الله لکلِّ خَیر
سماواتی به جویا جهانبخش
۲۱ شهريور
با سلام. باید از طرفداران این حکایت پرسید در آن موقعیت چه کسی چنین صحنه ای را دیده که آن را نقل کند؟!!
اصل حکایت را گویا مجلسی در بحارالانوار از منبعی نامعتبر نقل کرده است. و اگر بنا باشد با تشبیهات شاعرانه و زبان خیالی شعر اصل و اساسی برای این قبیل حکایات تراشید که خیلی از مجعولات را باید پذیرفت.
بنده آنچه از شعر می فهمم این است که حضرت عباس که خود تشنه بود رفت برای امام آب بیاورد و در این راه قربانی شد. اما تطبیق آن داستان یعنی دم رود رفتن و آب برداشتن و یاد آمدن و آب ریختن با این بیت از متن بیت برنمی آید و جز با تفسیر میسر نمی شود.

پاسُخ:
سَلامٌ عَلَیکُم
نَه این یادداشت دَر توثیقِ سَراپایِ آن حِکایَت است؛ نَه فَهمِ شُما از عِبارَتِ عَرَبیِ شِعر صَحیح است؛ نَه آنچه دَر شِعر موردِ اِستِنادِ بَنده بوده به «تشبیهات شاعرانه و زبان خیالی شعر» رَبطی دارَد.
یادداشتِ بَنده دَر تَبْیینِ ریشۀ قَدیمِ أَصلِ حِکایَتِ إیثارِ حَضرَتِ أَبوالفَضْل ـ عَلَیْهِ السَّلام ـ است دَر بابِ «آب»؛ آن هَم إیثارِ آب نِسبَت به سالارِ شَهیدان ـ سَلامُ الله عَلَیْه. این مَضمونِ عَریق و عَتیق، بظاهِر دَر ضمنِ حِکایَت یا حِکایَتهائی دَر منابعی ناموثوق بازپَردازی شُده است؛ لیک فارغ از شاخ و برگهایِ سپَسین، أَصلِ آن ریشه‌دار است. هَمین!
یادداشت، موجود است و مُراجعۀ دوباره، مُمکِن.