حلقۀ کاتبان:
کاتبان، حلقۀ نویسندگانی است كه چشم به میراث عزیز کهن اسلامی و ایرانی دوخته‌اند و هر یک به سهم خود، به موضوعی می‌پردازند كه بتواند گوشه‌ای از شکوه و عظمت این میراث ارزشمند را تبیین کند.
حلقۀ کاتبان آداب خویش را از لابلای نقوش تذهیب و نگاره‌های نسخ خطی، از مطاوی دستنویس‌های بزرگانی كه با هنر متعالی، آثاری در خورِ کمال انسانی خویش آفریده‌اند، برگرفته است و از قید قانون و ضابطه‌های ارباب نگارش و قلمفرسایی آزاد است.
حلقۀ کاتبان، مجموعه روزنوشت‌هایی است در باب نسخ خطی، تراجم، تاريخ علم و معرفت و یاد و یادبود بزرگان.



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

حمیدی به جویا جهانبخش
۴ بهمن
سلام استاد عزیز
دو پیشنهاد دربارۀ سایت شما دارم. اگر صلاح دانستید نظری بیندازید. در متن کامل پست‌های شما از فونت تاهوما بهره گرفته شده است. قلم تاهوما اگر چه محاسنی دارد اما چشم‌نواز نیست. ‌ای کاش به گردانندگانِ فنّیِ سایت بفرمایید که فونتی زیباتر مانند «وزیر» که بسیار خوشخوان (و البته یونیکد) است را برگزینند. فونت ایرانیان‌سانز هم قابل توصیه است یا نهایتاً از همان فونت صفحۀ اصلی سایت را برای متن کامل بهره بگیرند. از باب مطایبه جسارت می‌کنم و بیتی تقدیم می‌کنم:
جانم چشید حکمت جویا و مست شد
کو قسم چشم؟ یک خطِ خوشخوانم آرزوست
دیگر اینکه ذیل پست قبلی نظری دادم اما آنقدر حجم حروف مجاز اندک بود که چند باری ناچار به بازگشت و حذف فقراتی از نظرم شدم و نهایتاً در میان این حذف و اضافه، خبطی واقع شد و فهم صورت ط در طهران را به سبب قافیه خواندم اما چون تیری که از چله کمان رها شده باشد امکان اصلاح نبود. با خود گفتم اکنون استاد در دل می‌گوید این گول هنوز نمی‌داند که قافیه از حرف اول باز نمی‌شناسند؟ اگر اندک وسعتی در تعداد کلمات بود چنان خطایی صادر نمی‌شد. چنانچه مقدور است وسعتی به آن بخش ببخشید.
پاسخ:
سلام و سپاس و درود بسیار
آنچه می‌فرمایید راجع به مقولاتِ فنّی است و جملگی بیرون از دائره یِ اختیار و اطّلاعِ من.
این دعاگو تابعِ مصلحت‌بینیِ گردانندگانِ وبگاه است و آنان پیشنِهادهایِ مُشفِقانه‌تان را می‌بینند.
خدایتان خیر دهاد!
دوستدار ادب فارسی به جویا جهانبخش
۳ بهمن
با سلام

بگذریم از اینکه نویسنده و کارگردان و بازیگران هیچکدام متوجه این اشتباه نشدند، سؤال اینجاست که چرا مسئولان محترمی که پس از بررسی فیلمنامه مجوز صادر می‌کنند متوجه نشده‌اند؟
کارمندان وزارت فرهنگی که با کتاب‌های سعدی و حافظ آشنا نیستند بابت ترویج کدام فرهنگ تلاش می‌کنند؟!

ارادت
هموطن به جویا جهانبخش
۲۵ دي
با سلام و درود، و سپاس از مقالۀ فاضلانه ای که نوشته اید. بنده هم با ایدۀ کلّی شما مبتنی بر پیوستن عموزادگان به یکدیگر در اقصی نقاط ایران عزیز و از بین رفتن مرزهای سیاسی تحمیلیِ جابرانه موافقم. خَیال بفرمایید اعراب خوزستان با برادران عراقی و کویتی و قطری و عربستانی و سوریانی خود شب شعر برگزار کنند و خاطرۀ نابغه و عنتره و جریر و فرزدق را زنده کنند؛ کردهای سنندج و مریوان در سلیمانیّه یا در سالن همایشهای دانشگاه صلاح الدین اربیل، دست در دست خواهران و برادران عراقی خود هلهله های شادی سر دهند؛ برادران آذربایجانی با عموزادگان خود در دامنه های سهند و سبلان شعر فضولی و نسیمی و یونس امره را با آن ادوات موسیقی طرب انگیزشان ـواز کنند و به حرکات موزون بپردازند؛ ترکمانان یموت و کوکلان در حوالی چناران و قوچان با عمزادگان آنسوی اترک شعر مختومقلی را بخوانند و دست در دست هم دهند به مهر و هو هو کنند؛ برادران سیلزدۀ بلوچمان نا امید از کمک رسانی کافی و شافی جمهوری، به کویته روند و برای زدودن هموم و غموم با یکدیگر چوببازی کنند و شعرهای حزین بخوانند؛ من طرفدار جهانی هستم با مرزهای فرهنگی؛ زنده باد زندگی

پاسخ:


سَلام و دُرود بَر شما
سپاسگُزارَم؛ لیک یادآوَر می‌شوم:
أوَّلًا ـ چُنان که از گُفتارِ شُما نیز بیش و کم بَرمی‌آیَد ـ سُخَن یکْسره بر سَرِ پیوستگیهایِ فرهنگی است، بی هیچ تَصَرُّف دَر مَرزهایِ سیاسی.
ثانیًا، ایرانِ بُزُرگِ فَرهَنگی از دیرباز از آنِ تمامِ أَقوام و نژادها بوده است و تاریخِ ایران و حتّیٰ حَماسۀ ملّیِ ایران گُواهِ پیوستگیِ دیرینِ همۀ أَقوامِ ایرانی است. ایران هیچگاه اِختِصاصی به ما فارسی‌زَبانان نداشته است. بلکه زبانِ فاخِر و شَکَّرینِ فارسی، «زبانِ ملّی» و واسطۀ ارتباطِ أَقوامِ گوناگونِ ایرانی است و سُروده‌هایِ فِردوسی و سَعدی و حافِظ و مولوی و نِظامی، میراثِ مشترکِ همۀ ایرانیان.
هَماره پیوستگیِ فَرهَنگیِ ایرانِ بزرگ، بَل پیوستگیِ فَرهَنگیِ جَهانِ إِسلام را مَدِّ نَظَر بایَد داشت؛ جَهانِ إِسلامی که بَهره‌ای بُزُرگ و اَرجمَند از آن، أَقالیمِ میراثْ‌بَرِ تَمَدُّنِ ایرانی‌اند.
پیروز و سَرفَراز باشید!
محمد غروی به حسن انصارى
۲۲ دي
سلام. بسيار مايلم كه اين دروس عقاید را مطالعه نمایم. ممنون میشوم برایم ایمیل نمایید.
حمیدی به جویا جهانبخش
۲۱ دي
سپاسگزارم از این معرفیِ کتابِ خوب و خواندنی، بویژه آنجا که توانمندی‌های زبان فارسی را در برخی معادل‌های تاجیکی نشان می‌دهد.
نهان نیست که برخی عدوهای سببِ خیر -علیهم ما علیهم- با پوششِ توأمانِ اخبار سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان سهم مهمی در تقریب بر محور زبان مشترک ایفا می‌کنند.
پیش از این شاید چنین نبود. به یاد دارم که زمانی با سه دانشجوی تاجیک دربارۀ خط آنها گفتگو می‌کردم و شاهد تعصب‌شان بر خط فعلی بودم. علت را نمی‌دانم. حساسیت‌هایی هم البته از دانشجویان افغان دیده‌ام، گویا نگران‌اند که تحت سیطرۀ فرهنگ ما در آیند و استقلال فرهنگی‌شان به خطر بیفتد.
پرسشی دارم. از واکاوی نگارش قدیم و تلفظ اصیل چه حاصلی برای فارسی‌زبانانِ عوامی چون من و نه ادیبان، متصور است؟ آیا زبان هویتی ایستا دارد و زبانِ ناب فارسی را از دلِ تاریخ برکشید؟ یا آنکه هویتی سیال دارد و باید آنچه از دست رفته است را رها کرد و به استعمال فارسی‌زبانانِ امروز نظر افکند؟
تلفظ ط در طهران از دست رفته است و به گفته شما به مدد قافیه از آن خبر داریم. حال چرا باید آن را حفظ کنیم. آن «ط» به تاریخ پیوسته است و مستعمل نیست.
پاسُخ:
سَلام و دُرود بَر شما
پُرسِشتان، پُرسِشی است خورایِ ژَرفْ‌بینی و خواهانِ گُفت‌وگویی درازْدامان. دَر این که زبان ایستا نیست، سُخَنی نَتوان داشت. بَر این هَم که سُنَّتهایِ زبانی را بیکباره از دَست نَتوان نِهاد، جایِ إِنکار نیست؛ چه، زَبان از بُنْ پدیده‌ای سُنَّتی است. ... باری، مَرزِ جَوازِ عُدول و دِگَرسازی کُجاست؟ ... ... شُماری در این باره بسیار پَرواگر و مُحتاطَند و چَندان که بتوان سُنَّتها را پاس می‌دارَند. مَنْ‌بَنده از آن شُمارَم؛ هَرچَند که زَمینۀ نوآوَری را نیز، دَر عینِ حِفظِ سُنَّتها، فَراخ و مُهَیّا می‌اِنگارَم.
پیروز و سَرفَراز باشید!
علیرضا قربانی به حسن انصارى
۲۰ دي
ایمیل استاد انصاری رو میخواستم اگر امکانش هست
سیدعلیرضا طباطبائی یزدی به جویا جهانبخش
۱۸ دي
با عرض سلام خدمت استاد عزیز،
دوست دارم بدانم حرکت‌گذاری‌های بعضی کلمات قدیمی‌ی را که در فارسیِ گفتاریِ امروز به شَکلی غیرِ آنچه حرکت گذاشته‌اید تلفّظ می‌شوند، از کجا می‌یابید؟ همه‌اش با تتبّع در آثار منظوم و منثورِ قدیمِ فارسی به دست آمده، یا «راهنمای درست‌خوانی کلمات فارسی»یی چیزی هم داریم؟
پیشاپیش ممنونم.
پاسخ:
سَلام و دُرود بر شما
مَرجِعِ جُست‌وجویِ خوانِشهائی که فَرمودید، نَخُست فَرهَنگهایِ مُعتَبَری است که تَلَفُّظِ قاموسی را با تَلَفُّظِ تَداوُلی خَلْط نَمی‌کُنَند و سپَس هَمان تَتَبُّع در آثارِ منظوم و منثورِ قدیمِ فارسی با نگاهی مُسَلَّح به پاره‌ای از آگاهی‌هایِ زبانْشناختی و ریشه‌شناختی.
پیروز و سَرفَراز باشید!

نادررضایی به حمید عطایی نظری
۶ دي
سلام از مطالب شما استفاده می کنم ولی تعجب می کنم چرا نوشته های دوستان خودتان به ویژه همشهری های خودتان نقد نمی کنید چرا اندیشه نامه های کلامی که در غایت ضعف نوشته شده است مورد نقادی خود قرار نمی دهید لطفا در مقام تحقیق حس ناسیونالیستی را کنار بگذارید و این اثار را هم نقد کنید .
با تشکر


پاسخ:
سلام علیکم.
اولاً: بنده متولی نقد تمام آثار نیستم و در حد فرصت و توان اندک خویش به نقد آثار ضعیف می پردازم و اصلاً در این آشفته بازار نشر مگر نقد همۀ آثار از عهده یک نفر برمی آید؟
ثانیاً: از میان آثار قابل نقد آن دسته را برای نقد برمی گزینم که دارای اهمیت باشد و اشکالات پرشمار.
ثالثاً: از کجا به حس ناسیونالیستی! و دایره دوستان بنده پی برده اید؟
رابعاً: از برای نمونه به مقالۀ ««نگاهی انتقادی به شِبه‌تحقیقی دانشگاهی! / (نقدی بر ویراستی نابسامان از «حاشیۀ شمس‌الدّین گیلانی بر تعلیقۀ خَفری بر الهیّات شرح تجرید») »» نظر کنید که در نقد اثری که از سوی دانشگاه اصفهان منتشر شده است نگاشته ام.

با احترام